نفس خسته زنی تنها
نفس خسته ی زنی تنها
پشت این قافله به جا مانده
چشم هایش شبیه ابر بهار
بین دستان او دعا مانده
روی خود را بگیرد از زینب
تا نبیند اشک مادر را
میسپارد به دست اقیانوس
بچه های عزیز حیدر را
زینبش را به سینه چسباند و...
گریه اش بوی پر کشیدن داشت
بغض ، راه نفس گرفته از او
غصه ی پیرهن دریدن داشت ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
باید غریب و بی کس و بی غمگسار رفت
شعر بعدی
کاروان حسین شد راهی
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان