منم که همچو شمع صبحدم در حال سوسویم
منم که همچو شمع صبحدم در حال سوسویم
به شوق دیدنت هر روز و هرجا در تکاپویم
فدای روی ماه تو مرا از در مران هرگز
غلام درگهت هستم اگرچه من سیه رویم
مگر نه خار با گل همنشین شد، پس گل زهرا
اگر من با تو باشم تا ابد چون یاس خوشبویم
جوانی ام که رفت از دست خبر از تو نشد آقا
سرِ هجران تو گشته سپیدی قسمت موی...
به شوق دیدنت هر روز و هرجا در تکاپویم
فدای روی ماه تو مرا از در مران هرگز
غلام درگهت هستم اگرچه من سیه رویم
مگر نه خار با گل همنشین شد، پس گل زهرا
اگر من با تو باشم تا ابد چون یاس خوشبویم
جوانی ام که رفت از دست خبر از تو نشد آقا
سرِ هجران تو گشته سپیدی قسمت موی...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
با کوله ای از درد شدم باز پدیدار
شعر بعدی
الا غریبه دلخسته از سفر برگرد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان