دانلود برنامه بحارالاشعار

مادر به سختی از جلوی در بلند شد

شعر مداحی روضه حضرت زهرا (س) - مادر به سختی از جلوی در بلند شد - اشعار مداحی دهه فاطمیه

مادر به سختی از جلوی در بلند شد
تنها برای یاری حیدر بلند شد

سیصد نفر حریف نبودند و دومی
پایش به سمت پهلوی مادر بلند شد

بهر کمک برای علی بین کوچه رفت
یک دفعه دست قنفذ کافر بلند شد

از ضربه ی غلاف شکست استخوان دست
از درد، آه دخت پیمبر بلند شد

دست شکسته طاقت شانه زدن نداشت
دستش برای شانه به یک سر بلند شد

آرام شانه می زد و آهسته می گریست
با یاد قتلگاه ز بستر بلند شد

گیسوی شانه کرده ی او را به هم زدند
بر تل صدای ناله ی خواهر بلند شد

وقت غروب بود و همه دست می زدند
ول کن نبود شمر و در آخر بلند شد

تا فاطمه رسید حسین غریب هم
در قتلگاه با تن بی سر بلند شد

مادر ببین عزیز تو را نحر کرده اند
رأسم به روی نیزه ی لشکر بلند شد

محمود اسدی شائق

130
شعر بعدی