یک گوشه ای نشسته ام و زار می زنم
یک گوشه ای نشسته ام و زار می زنم
شبهای بندگی ست مناجات می کنم
مثل همیشه روی گناهم قلم بکش
با چشم خیس با تو ملاقات می کنم
نفسم مرا زمین زده خیلی خجالتم
من رو سیاه عرضه حاجات می کنم
وقتی که کار بهر دلم سخت میشود
عرض ادب به عمه ی سادات می کنم
من را ببخش بنده ی خوبت نبوده ام
روی نیاز سوی نگاهت گشوده...
شبهای بندگی ست مناجات می کنم
مثل همیشه روی گناهم قلم بکش
با چشم خیس با تو ملاقات می کنم
نفسم مرا زمین زده خیلی خجالتم
من رو سیاه عرضه حاجات می کنم
وقتی که کار بهر دلم سخت میشود
عرض ادب به عمه ی سادات می کنم
من را ببخش بنده ی خوبت نبوده ام
روی نیاز سوی نگاهت گشوده...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
بر در میخانه ات تا قفل هجران می خورد
شعر بعدی
می دانم آدم بودم و آدم نبودم
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان