وقتی نشست شعله ی آتش به پیکرش
وقتی نشست شعله ی آتش به پیکرش
فریاد آب آب برون شد ز حنجرش
آن طایری که داشت هوای مدینه را
با سنگ کینه بود که بشکست شهپرش
زهرا گریست از غم فرزند خود جواد
زهری که داد همسر مولا به شوهرش
مردی درون حجره فتاده بروی خاک
قاتل ستاده خنده زنان در برابرش
تا نشنوند ناله ی واغربتای او
چندین کنیز...
فریاد آب آب برون شد ز حنجرش
آن طایری که داشت هوای مدینه را
با سنگ کینه بود که بشکست شهپرش
زهرا گریست از غم فرزند خود جواد
زهری که داد همسر مولا به شوهرش
مردی درون حجره فتاده بروی خاک
قاتل ستاده خنده زنان در برابرش
تا نشنوند ناله ی واغربتای او
چندین کنیز...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
بنگر که سما ریخت به خاک اختر خود را
شعر بعدی
غریب بود و غمش را کسی نمی فهمید
فهرست
اشعار
روضه امام جواد (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان