وسط هلهله دارد جگری می سوزد
وسط هلهله دارد جگری می سوزد
در غریبی دل تو پشت دری می سوزد
ای که در پشت در حُجره به خود می پیچی
سینه ات از غم هِجر دگری می سوزد
خانه ات پر شده از سوز دلت آقاجان
پسرت نیست ببیند پدری می سوزد
در و دیوار، فقط شاهد حالت بودند
دلت از غصه ی این بی خبری می سوزد
بلبل فاطمه ای، بلبلِ در کنج قفس
که ز درد...
در غریبی دل تو پشت دری می سوزد
ای که در پشت در حُجره به خود می پیچی
سینه ات از غم هِجر دگری می سوزد
خانه ات پر شده از سوز دلت آقاجان
پسرت نیست ببیند پدری می سوزد
در و دیوار، فقط شاهد حالت بودند
دلت از غصه ی این بی خبری می سوزد
بلبل فاطمه ای، بلبلِ در کنج قفس
که ز درد...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
اشک از خدا میخام زیاد
شعر بعدی
از بغض قوم حیله گر میسوخت ای وای
فهرست
اشعار
روضه امام جواد (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان