نیزه دارت به من یتیمی را
نیزه دارت به من یتیمی را
داشت از روی نی نشان می داد
پیش چشمان کودکانت کاش
کمتر آن نیزه را تکان می داد
تو روی نیزه هم اگر باشی
سایه ات هم چنان روی سرِ ماست
ای سر روی نیزه! ای خورشید!
گرمی ات جان به کاروان می داد
دیگر آسان نمی توان رد شد
هرگز از پیش قتلگاه... آری
به دل روضه خوان تو -که منم-
کاش قدری...
داشت از روی نی نشان می داد
پیش چشمان کودکانت کاش
کمتر آن نیزه را تکان می داد
تو روی نیزه هم اگر باشی
سایه ات هم چنان روی سرِ ماست
ای سر روی نیزه! ای خورشید!
گرمی ات جان به کاروان می داد
دیگر آسان نمی توان رد شد
هرگز از پیش قتلگاه... آری
به دل روضه خوان تو -که منم-
کاش قدری...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
بغض های کودکان را یک نفر برداشته
شعر بعدی
دختری ماند مثل گل ز حسین
فهرست
اشعار
روضه حضرت رقیه (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان