عمه مگر که بابا از من خبر ندارد
عمه مگر که بابا از من خبر ندارد؟
ای کاش لحظه ای از من چشم بر ندارد
از چشم های تارم باران اشک جاریست
عمه ببین که گریه ، دیگر اثر ندارد
می ترسم آخرش زجر جان مرا بگیرد
ای عمه این بیابان پایان مگر ندارد؟
بابا تو رفتی و من آتش به جانم افتاد
این دخترت پس از تو که بال و پر ندارد
عمه دعا کن امشب بابای م...
ای کاش لحظه ای از من چشم بر ندارد
از چشم های تارم باران اشک جاریست
عمه ببین که گریه ، دیگر اثر ندارد
می ترسم آخرش زجر جان مرا بگیرد
ای عمه این بیابان پایان مگر ندارد؟
بابا تو رفتی و من آتش به جانم افتاد
این دخترت پس از تو که بال و پر ندارد
عمه دعا کن امشب بابای م...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
فابک علی رقیه که او را چه بد زدند
شعر بعدی
در کوفه و شام بلا او را زدند و
فهرست
اشعار
روضه حضرت رقیه (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان