عجیب غرقه به خون کرده اند ماهِ مرا
عجیب غرقه به خون کرده اند ماهِ مرا
به روی نیزه نشاندند سرپناهِ مرا
مسیر خیمه و گودال را کتک خوردم
کسی نبود بگوید به من گناهِ مرا
منی که سایه ام از چشم شهر مخفی بود
شنید گوش حرامی، صدای آهِ مرا
بساط بازی شان با سر تو من را کُشت
سنان و شمر گرفتند هر دو راهِ مرا
به نعل تازهء ده اسب، پیش مادرمان
هزا...
به روی نیزه نشاندند سرپناهِ مرا
مسیر خیمه و گودال را کتک خوردم
کسی نبود بگوید به من گناهِ مرا
منی که سایه ام از چشم شهر مخفی بود
شنید گوش حرامی، صدای آهِ مرا
بساط بازی شان با سر تو من را کُشت
سنان و شمر گرفتند هر دو راهِ مرا
به نعل تازهء ده اسب، پیش مادرمان
هزا...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
آه از غم فراق و شفای نداشته
شعر بعدی
طعنه شنیدن بی امان یادم نرفته
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان