طعنه شنیدن بی امان یادم نرفته
طعنه شنیدن بی امان یادم نرفته
یا ناسزا از این و آن یادم نرفته
خون از سرم جاری شد و بر صورتم ریخت
با سنگ دست کودکان یادم نرفته
وقتی که میخوردم زمین همراه عمه
هو کردن شمر و سنان یادم نرفته
با پای پاره راهی ویرانه بودیم
آن تپه بی سایبان یادم نرفته
روی تن ما پر شد از جای کبودی
زنجیر دست ساربان یادم ...
یا ناسزا از این و آن یادم نرفته
خون از سرم جاری شد و بر صورتم ریخت
با سنگ دست کودکان یادم نرفته
وقتی که میخوردم زمین همراه عمه
هو کردن شمر و سنان یادم نرفته
با پای پاره راهی ویرانه بودیم
آن تپه بی سایبان یادم نرفته
روی تن ما پر شد از جای کبودی
زنجیر دست ساربان یادم ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
عجیب غرقه به خون کرده اند ماهِ مرا
شعر بعدی
باغی از سرو و صنوبر روبروی زینب است
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان