شد احاطه در دل گودال از هر سمت و سو
شد احاطه در دل گودال از هر سمت و سو
سنگ از پشت سر و سرنیزه خورد از روبه رو
روی زانویش نشست و تیر را آماده کرد
از جبین تا خواست برچیند عرق آن ماه رو
یک سه شعبه مانده بود از تیرهای حرمله
خورد بر قلب و برون آمد سرش از پشت او
زخم بر زخم دگر دست نوازش می کشید
وای با دستان زهرا زخم او میشد رفو
از عطش...
سنگ از پشت سر و سرنیزه خورد از روبه رو
روی زانویش نشست و تیر را آماده کرد
از جبین تا خواست برچیند عرق آن ماه رو
یک سه شعبه مانده بود از تیرهای حرمله
خورد بر قلب و برون آمد سرش از پشت او
زخم بر زخم دگر دست نوازش می کشید
وای با دستان زهرا زخم او میشد رفو
از عطش...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
سخت است بهرمن که برادر نبینمت
شعر بعدی
ته گودال خواهری افتاد
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان