سخن از درد درون و جگر سوخته است
سُخن از درد درون و جگرِ سوخته است
سُخن از آتش سوزان و درِ سوخته است
ناله ی فاطمه را فِضّه به فریاد برس...
سُخن از صورت و از مویِ سَرِ سوخته است
لگدی زد به در و سینه به در دوخته شد
سُخن از چادر و از یک کمرِ سوخته است
به روی خاک صدا زد مَددی یا اَبتاه...
سُخن از غُنچه گُل و یک ثَمر سوخته است
چه بگ...
سُخن از آتش سوزان و درِ سوخته است
ناله ی فاطمه را فِضّه به فریاد برس...
سُخن از صورت و از مویِ سَرِ سوخته است
لگدی زد به در و سینه به در دوخته شد
سُخن از چادر و از یک کمرِ سوخته است
به روی خاک صدا زد مَددی یا اَبتاه...
سُخن از غُنچه گُل و یک ثَمر سوخته است
چه بگ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
کوه بودم بلند و باعظمت
شعر بعدی
بلایی ناگهان آمد به روی آشیان من
فهرست
اشعار
روضه حضرت زهرا (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان