دل است و دریغا که سامان بگیرد
دل است و دریغا که سامان بگیرد
غم است و محال است پایان بگیرد
پریشان و گریان رسیدم که یک دم
سرم را ضریحت به دامان بگیرد
رسیدم که چشمان غمدیدهام را
تماشای این صحن و ایوان بگیرد
رسیدم که در بزم زائرترینها
به آهی، دل مردهام جان بگیرد
رسیدهست شاعر که دست تمنا
به دامان شاه خراسان بگیر...
غم است و محال است پایان بگیرد
پریشان و گریان رسیدم که یک دم
سرم را ضریحت به دامان بگیرد
رسیدم که چشمان غمدیدهام را
تماشای این صحن و ایوان بگیرد
رسیدم که در بزم زائرترینها
به آهی، دل مردهام جان بگیرد
رسیدهست شاعر که دست تمنا
به دامان شاه خراسان بگیر...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
هر کجا که وا ماندم یا رضا رضا گفتم
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان