دانلود برنامه بحارالاشعار

در سماوات بانگ غم دادند

شعر مداحی روضه امام رضا (ع) - در سماوات بانگ غم دادند - گریز به روضه كربلا امام حسین

در سماوات بانگ غم دادند
بی کسی را دوباره سم دادند

چه غریبی که دور از وطن است
پاره قلب جمع پنج تن است

زهر را خورده است‌ پا شده است
چقدر شکل مجتبی شده است

مثل زهرای خورده بر مسمار
دست خود را گرفته بر دیوار

وسط راه میخورد به زمین
گاه و بیگاه میخورد به زمین

میرود حجره دست و‌پا بزند
صورتش را به خاکها بزند

وقت آن است آب آب کند
مثل جدش به خون خضاب کند

گرچه در بی کسی نفس زده است
پسرش آخرِسر آمده است

بازهم شکر پیرهن دارد
چندتا چندتا کفن دارد

نیزه ای نیست داخل دهنش
سایبان مانده است بر بدنش

دخترش در حصار آتش نیست
نظری سمت خواهرانش نیست

خاتمش دست‌ ساربانی نیست
دست مامون که خیزرانی نیست

پسرش را ندیده روی عبا
قطعه قطعه نچیده روی عبا

خنجری زیر حنجرش نرسید
ته گودال پیکرش نرسید

حجره اش را گرفته سوز حسین
نیست روزی شبیه روز حسین


سید پوریا هاشمی

441
شعر بعدی