دانلود برنامه بحارالاشعار
دفترمن

تشنه بود و با چه شوقی پا بر این دریا گذاشت

شعر مداحی روضه حضرت ام البنین (س) - تشنه بود و با چه شوقی پا بر این دریا گذاشت - گریز به روضه حضرت عباس

(زبانحال نهر علقمه با حضرت أم البنین(س))

تشنه بود و با چه شوقی پا بر این دریا گذاشت
گریه کردم تا که عباس ِ(ع) تو پا اینجا گذاشت

میزدم موج و نگاهم کرد و یادِ کودکان
جرعه ای لب تر نکرد و داغ بر دلها گذاشت

گفتم ای تیرِ بلا بر چشم هایش زل نزن
التماسم را رها کرد و به چشمش پا گذاشت

آنچنان محکم اصابت کرد خون جاری شد و
جای سالم بر دلت أم البنین(س) آیا گذاشت؟!

با دو زانو تیر را از چشم خود بیرون کشید
تیرِ نامردی که حسرت بر دلِ سقا گذاشت

دست از عشقِ حسین ِ(ع)بی پناهت برنداشت
دستِ خود را یادگاری بر تنِ صحرا گذاشت

آبرویم ریخت بر روی زمین أم البنین(س)
مشکِ پاره بر وجودم ماتمی عظمی گذاشت

میزدم بر سر! شدم گردابِ غم وقتی حسین(ع)
آمد و گریان به روی سینه اش سر را گذاشت

علقمه بودن نمی آید به من ٱم البنین(س)
بر لبِ سقا، عطش چندین ترَک بر جا گذاشت

روی دستم تشنه جان داد و حلالم کن اگر
داغِ سنگینی به قلبت روزِ عاشورا گذاشت

راستی عباس(ع) وقتِ جان سپردن بود که
سر به روی چادرِ پاخوردهٔ زهرا(س) گذاشت!


مرضیه عاطفی

157
شعر بعدی