تشنه بود و با چه شوقی پا بر این دریا گذاشت
(زبانحال نهر علقمه با حضرت أم البنین(س))
تشنه بود و با چه شوقی پا بر این دریا گذاشت
گریه کردم تا که عباس ِ(ع) تو پا اینجا گذاشت
میزدم موج و نگاهم کرد و یادِ کودکان
جرعه ای لب تر نکرد و داغ بر دلها گذاشت
گفتم ای تیرِ بلا بر چشم هایش زل نزن
التماسم را رها کرد و به چشمش پا گذاشت
آنچنان محکم اصابت ک...
تشنه بود و با چه شوقی پا بر این دریا گذاشت
گریه کردم تا که عباس ِ(ع) تو پا اینجا گذاشت
میزدم موج و نگاهم کرد و یادِ کودکان
جرعه ای لب تر نکرد و داغ بر دلها گذاشت
گفتم ای تیرِ بلا بر چشم هایش زل نزن
التماسم را رها کرد و به چشمش پا گذاشت
آنچنان محکم اصابت ک...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
ای دو جهانت فدا حضرت ام البنین
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان