بر لب اهل مناجات و سحر جان می رسد
گریز به روضه امام کاظم(ع)
بر لب اهل مناجات و سحر جان می رسد
رفته رفته وقت مهمانی به پایان می رسد
عبد رسوا و گریزانی که هر جا رفته است
آخر مهمانی مولا، پشیمان می رسد
در شب قدرش، همه بستند بار خویش را
یک نفر جا مانده و با چشم گریان می رسد
تا گنهکاری، پشیمان از گناهش می شود
سوی او فورا خدا لبیک گوی...
بر لب اهل مناجات و سحر جان می رسد
رفته رفته وقت مهمانی به پایان می رسد
عبد رسوا و گریزانی که هر جا رفته است
آخر مهمانی مولا، پشیمان می رسد
در شب قدرش، همه بستند بار خویش را
یک نفر جا مانده و با چشم گریان می رسد
تا گنهکاری، پشیمان از گناهش می شود
سوی او فورا خدا لبیک گوی...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
شنیدم توبه بی ادعا را زود می بخشی
شعر بعدی
فرصت کم است اهل دعا را خبر کنید
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان