بریدم از غم دوری دگر هجران نمی خواهم
بریدم از غم دوری دگر هجران نمی خواهم
شکستم ، بیقرارم کلبه ی احزان نمی خواهم
من از هفتاد دو ملت گذشتم پس مرا دریاب
چو زلفانت پریشانم دل حیران نمی خواهم
طبیان را برانید از سر بالین من امشب
که من جز مرگ و آغوش علی درمان نمیخواهم
مسلمانم علی تنها دلیل این مسلمانی ست
به جز زلف علی چیزی من از ایمان...
شکستم ، بیقرارم کلبه ی احزان نمی خواهم
من از هفتاد دو ملت گذشتم پس مرا دریاب
چو زلفانت پریشانم دل حیران نمی خواهم
طبیان را برانید از سر بالین من امشب
که من جز مرگ و آغوش علی درمان نمیخواهم
مسلمانم علی تنها دلیل این مسلمانی ست
به جز زلف علی چیزی من از ایمان...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
غوغای عالم در دل تنهایی ماست
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان