دانلود برنامه بحارالاشعار

بریدم از غم دوری دگر هجران نمی خواهم

شعر مداحی مدح امیرالمومنین (ع) - بریدم از غم دوری دگر هجران نمی خواهم

بریدم از غم دوری دگر هجران نمی خواهم
شکستم ، بیقرارم کلبه ی احزان نمی خواهم

من از هفتاد دو ملت گذشتم پس مرا دریاب
چو زلفانت پریشانم دل حیران نمی خواهم

طبیان را برانید از سر بالین من امشب
که من جز مرگ و آغوش علی درمان نمی‌خواهم

مسلمانم علی‌ تنها دلیل این مسلمانی ست
به جز زلف علی چیزی من از ایمان نمی‌خواهم

اگر مردن بهای دیدنت باشد عجب باشد
چنین ارزان اگر وصل تو باشد جان نمی خواهم

ندارم اعتقادی من به هر چه بعد مردن هست
به جز دیدار روی تو در آن دیوان نمی خواهم

الا ای آنکه گفتی حسبُنا قران ولی بشنو
که بی مهر علی چیزی از این قران نمیخواهم

چو اسپندی که بر آتش نشیند در فراق تو
من از چشمان خیس خود به جز باران نمیخواهم

حدیث *لَم یَمُت* گفتی بنوشان ساغر وصلم
بریدم از غم دوری دگر هجران نمی خواهم

سجاد احمدیان

*لُم یَمُت یَرنی(هرکس بمیرد مرا می بیند)

104
شعر بعدی