اینقدر این دست خالی را پر از گوهر مکن
اینقدر این دست خالی را پُر از گوهر مکن
خاک این در کیمیای ماست، آن را زر مکن
برکتت را از زمین اهل آبادی مگیر
نهر دنیا را پُر از آبی بجز کوثر مکن
تا سحر در وا مکن، من هم به در، سر می زنم
حال این دیوانه ی آشفته را بهتر مکن
در به در بودم که دیدم بیخبر دعوت شدم
پس دگر من را اسیر این در و آن در مکن
کِ...
خاک این در کیمیای ماست، آن را زر مکن
برکتت را از زمین اهل آبادی مگیر
نهر دنیا را پُر از آبی بجز کوثر مکن
تا سحر در وا مکن، من هم به در، سر می زنم
حال این دیوانه ی آشفته را بهتر مکن
در به در بودم که دیدم بیخبر دعوت شدم
پس دگر من را اسیر این در و آن در مکن
کِ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
بنده های تو امتحان دادند
شعر بعدی
ز جام نام تو دارد لبم تر می شود امشب
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان