دانلود برنامه بحارالاشعار

الا ای جلوه ی حسن خدایی

شعر مداحی روضه حضرت مسلم (ع) - الا ای جلوه ی حسن خدایی

الا ای جلوه ی حسن خدایی
شروعی تازه همچون آشنایی
امیر قله های دلربایی
شدم دلخون ز فرط بینوایی
(به شوق دیدنت ای ماه گردون
شدم قربانیت در لجه ی خون)

به شهر کوفه من میر غریبم
نشد جز غم در این غربت نصیبم
اگر چه در غم هجر حبیبم
ولی دنبال درمان طبیبم
(به شوق دیدنت ای ماه گردون
شدم قربانیت در لجه ی خون)

به جز طوعه کسی غمخوار من نیست
کسی صف بسته بر دیدار من نیست
خریداری پی بازار من نیست
در این کوفه بجز غم یار من نیست
(به شوق دیدنت ای ماه گردون
شدم قربانیت در لجه ی خون)

به دوشم بار غربت را که بردم
فریب از مردم این شهر خوردم
خودم را دست سیل غم سپردم
خودم را کشته ی راهت شمردم
(به شوق دیدنت ای ماه گردون
شدم قربانیت در لجه ی خون)

من از طفلی برایت یار بودم
برایت میثم تمار بودم
برایت بلبل گلزار بودم
چو منصور ساکن بر دار بودم
(به شوق دیدنت ای ماه گردون
شدم قربانیت در لجه ی خون)

منم آن افسری که بی سپاهم
سپاهم شد سپاه سد راهم
شد آخر حبّ مولایم گناهم
شدش دارالاماره قتلگاهم
(به شوق دیدنت ای ماه گردون
شدم قربانیت در لجه ی خون)

ترا می کردم از غربت نظاره
لبم شد از جفاها پاره پاره
به پایت اشک ریزم هماره
که بینم روی ماهت را دوباره
(به شوق دیدنت ای ماه گردون
شدم قربانیت در لجه ی خون)

کسی در انتظار روی تو نیست
کسی دنبال مهر و کوی تو نیست
کسی دلبسته ی ابروی تو نیست
کسی اینجا اسیر موی تو نیست
(به شوق دیدنت ای ماه گردون
شدم قربانیت در لجه ی خون)

همه اینجا پی دنیا روانند
اسیر و بنده ی خلق زمانند
به پای تخت ظلمت چون کمانند
برای خیمه ها نامهربانند
(به شوق دیدنت ای ماه گردون
شدم قربانیت در لجه ی خون)

میا کوفه که کوفه دشمنت شد
دلیل جنگشان پیراهنت شد
شراب وصلشان پاره تنت شد
دل زینب غمین رفتنت شد
(به شوق دیدنت ای ماه گردون
شدم قربانیت در لجه ی خون)

محمد حسین علیرمضانی

184
شعر بعدی