آمدم جان عمو اشک فشان در بر تو
آمدم جان عمو اشک فشان در بر تو
تا کنم رفع عطش از دم جان پرور تو
مادرم کرده کفن پوش مرا جان عمو
خرمن زلف مرا شانه زده خواهر تو
پدرم نامه نوشته است که در کرببلا
جاي او شهد شهادت خورم از ساغر تو
اذن جنگم بده اي يوسف زهرا که سرم
به سر نيزه شودچون سر سوداگر تو
اکبرت رفت از او فاطمه خواهد پرسيد
که چه ...
تا کنم رفع عطش از دم جان پرور تو
مادرم کرده کفن پوش مرا جان عمو
خرمن زلف مرا شانه زده خواهر تو
پدرم نامه نوشته است که در کرببلا
جاي او شهد شهادت خورم از ساغر تو
اذن جنگم بده اي يوسف زهرا که سرم
به سر نيزه شودچون سر سوداگر تو
اکبرت رفت از او فاطمه خواهد پرسيد
که چه ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
نوجوان قبیلۀ خورشید
شعر بعدی
اي خسته پرستوي مهاجر تو کجايي
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان