نوجوان قبیلۀ خورشید
نوجوان قبیلۀ خورشید
عالم دَهر مکتب توحید
آمده نیزۀ جمل در دست
سیزده شیشه عسل در دست
نام او چیست در عشیرۀ عشق؟
قاسم بن الحسن،نبیرۀ عشق
کارصد تیغ کرده مژگانش
خشم عباس برق چشمانش
با لب خشک خود غزل می خواند
شعر اهلا من العسل می خواند
از نگاه و صداش غم می ریخت
رجزش دشت را به هم می ریخت
نعره می زد: منم یت...
عالم دَهر مکتب توحید
آمده نیزۀ جمل در دست
سیزده شیشه عسل در دست
نام او چیست در عشیرۀ عشق؟
قاسم بن الحسن،نبیرۀ عشق
کارصد تیغ کرده مژگانش
خشم عباس برق چشمانش
با لب خشک خود غزل می خواند
شعر اهلا من العسل می خواند
از نگاه و صداش غم می ریخت
رجزش دشت را به هم می ریخت
نعره می زد: منم یت...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
تا لاله گون شود کفنم بیشتر زدند
شعر بعدی
آمدم جان عمو اشک فشان در بر تو
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان