آدمیت به لباس و منصب و عنوان نیست
آدمیّت به لباس و منصب و عنوان نیست
آنکه رحمی به دلش نیست یقین انسان نیست
هرکه شد مدعیِّ دین که مسلمان نبود
هرکه قاری شد بعالم عامل قرآن نیست
شرطها دارد بشر محرم شود در درگهی
هرکه ترک کرده دیارش جان من سلمان نیست
درد بی دینی گمانم بد ترین دردهاست
آن چنانکه جسم را دردی چنان سرطان نیست
دل بدست آر...
آنکه رحمی به دلش نیست یقین انسان نیست
هرکه شد مدعیِّ دین که مسلمان نبود
هرکه قاری شد بعالم عامل قرآن نیست
شرطها دارد بشر محرم شود در درگهی
هرکه ترک کرده دیارش جان من سلمان نیست
درد بی دینی گمانم بد ترین دردهاست
آن چنانکه جسم را دردی چنان سرطان نیست
دل بدست آر...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
دست هر کس را که گیری دستیارت میشود
شعر بعدی
میشود از یار گفت و در عمل بی یار بود
فهرست
اشعار
مدح پندیات
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان