می رفت و جز شریعه به جایی نظر نداشت
می رَفت و جُز شَریعه به جایی نَظَر نداشت
از بیقراریِ دلِ او کَس خَبَر نداشت
.
تنها به فکرِ تشنگیِ اَهلِ خیمه بود
با مَشک، احتیاج به تیغ و سِپَر نداشت
.
چَشمِ تَرَش به خُشکیِ لب خنده میزد و
یک جُرعه بَهرِ رَفعِ عَطش آب بَر نداشت
.
پُر کرد مشکِ آب و روان سوی خیمه شد
طفلِ حَرَم نیاز، جُز این مُختَص...
از بیقراریِ دلِ او کَس خَبَر نداشت
.
تنها به فکرِ تشنگیِ اَهلِ خیمه بود
با مَشک، احتیاج به تیغ و سِپَر نداشت
.
چَشمِ تَرَش به خُشکیِ لب خنده میزد و
یک جُرعه بَهرِ رَفعِ عَطش آب بَر نداشت
.
پُر کرد مشکِ آب و روان سوی خیمه شد
طفلِ حَرَم نیاز، جُز این مُختَص...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
طفلان حرم بعد تو ماتم زده بودند
شعر بعدی
خانمان سوز بود آتش آهی گاهی
فهرست
اشعار
روضه حضرت عباس (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان