می آمد از تلاطم خیمه به قتلگاه
شب پنجم محرم
------------------
می آمد از تلاطم خیمه به قتلگاه
ده ساله ای معلم ایثار و مرد راه
فرياد لا افارق عمّی سرود او
در موج تیر و نیزه و شمشیر یک سپاه
انگار مجتبی به دل لشگر آمده
روز حرامیان به نگاهی کند سیاه
آمد فدایی پسر فاطمه شود
پهلو گرفت در غمِ کشتیِ بی پناه
دستش شبیه دست علمدار ش...
------------------
می آمد از تلاطم خیمه به قتلگاه
ده ساله ای معلم ایثار و مرد راه
فرياد لا افارق عمّی سرود او
در موج تیر و نیزه و شمشیر یک سپاه
انگار مجتبی به دل لشگر آمده
روز حرامیان به نگاهی کند سیاه
آمد فدایی پسر فاطمه شود
پهلو گرفت در غمِ کشتیِ بی پناه
دستش شبیه دست علمدار ش...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
دستش میان دست عمه دشت را می دید
شعر بعدی
عمریست بعد شرم پشیمانی از گناه
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان