مولا شبانه غسل داد آن پیکر رنجیده را
مولا شبانه غسل داد آن پیکر رنجیده را
می کرددریایی زخون چشمان هجران دیده را
می شُست امّا خونجگربا بُغضی از اندوه وغم
می ریخت روی پیکرش گلهای سرخ چیده را
گیرم زداغ فاطمه سوزد چو شمعی بی صدا
آرام نتواند کند قلب به خون غلتیده را
بااشک حسرت نیمه شب دراوج غربت مرتضی
می بُرد تا دفنش کند یاس خزان گردیده ...
می کرددریایی زخون چشمان هجران دیده را
می شُست امّا خونجگربا بُغضی از اندوه وغم
می ریخت روی پیکرش گلهای سرخ چیده را
گیرم زداغ فاطمه سوزد چو شمعی بی صدا
آرام نتواند کند قلب به خون غلتیده را
بااشک حسرت نیمه شب دراوج غربت مرتضی
می بُرد تا دفنش کند یاس خزان گردیده ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
داغ بیچاره از نجابت اوست
شعر بعدی
این بار چندم است کفن باز می کنم
فهرست
اشعار
روضه حضرت زهرا (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان