متن نوحه واحد ده شب محرم سروده (ابوذر میرزایی) سری 773
فهرست اشعار با موضوع متن نوحه واحد ده شب محرم سروده (ابوذر میرزایی) سری 773 در این مطلب
متن نوحه شب اول محرم
مسلمم اول سفیرنینوابی کس وتنهامیان کوچه ها
کوفه شهربی وفا.بی وفا
کس نشدجزطوعه یارم
بنگراین احوال زارم
بی قرار بی قرارم.یاحسین
بی پناهم یاحسین
غرق آهم یاحسین
درغریبی بی کس و
یاروسپاهم یاحسین
یاحبیبی یاحسین
ای حبیبم دردیارعشق تو
سربه دارم سربه دارعشق تو
بی قرارعشق تو.عشق تو
برسردارالعماره
من ندارم راه چاره
می کنم برتواشاره یاحسین
یابن الزهرا روی بام
می دهم برتو سلام
شکرلله در ره تو
می دهم جان تشنه کام
یاحبیبی یاحسین
دیده پراشک وبه لب دارم نوا
یابن الزهرا یاحسین کوفه نیا
شهرنیرنگ وریا.پربلا
ازوفا این کوفه دوراست
روی ماهت غرق نوراست
کی سزاوار تنوراست یاحسین
ظلم بی اندازه است
صحبت از دروازه است
حرف تیغ و حرف خنجر
حرف نعل تازه است
یاحبیبی یاحسین
ابوذر رئیس میرزایی
سبک شعر
متن نوحه شب دوم محرم
می رسد آوایی ازعرش خداکاروانی آمده کرب وبلا
قاضریه نینوا.نینوا
خیمه های آل طاها
شدبه پا بادست سقا
ناله دارد دخت زهرا.یا اخا
حاجی زهرا رسید
حضرت لیلا رسید
باسکینه بارقیه
زینب کبری رسید
یاحسین و یاحسین
می رسد ازاین بیابان بوی خون
نغمه ی اناالیه راجعون
باغ گلها لاله گون.لاله گون
خواهری دارد نوایی
تاکه گشتم کربلایی
دارم احساس جدایی.یا اخا
زینب و دلواپسی
لحظه های بی کسی
میشود تنهای تنها
بین هرخارو خسی
یاحسین و یاحسین
درهمین جا میکند زینب نگاه
می رود قاتل به سوی قتله گاه
می شود اوبی پناه.بی پناه
می کشدشمرستمگر
روبه روی چشم خواهر
خنجری بر روی حنجر.یاحسین
زیرلب دارد نوا
یاذبیحا بالقفا
زینب تنهاکجا و
خیل نامحرم کجا
یاحسین ویاحسین
ابوذر رئیس میرزایی
سبک شعر
متن نوحه شب سوم محرم
خوب کردی پیش دخترآمدیای پدر با پا نه با سرآمدی
دلبرآخرآمدی.آمدی
بوسه می گیرم زرویت
می زنم شانه به مویت
آه ازاین پاره گلویت ای پدر
آمدی مهمان من
ای سروسامان من
روشنی بخش دوچشمم
یوسف کنعان من
ای پدرجان یاحسین
گشته روی دخترت نیلوفری
مانده ازپروانه ات خاکستری
نه لباس و معجری.معجری
دخترتو نیمه جان است
پیکرش غرق نشان است
مثل زهرا قدکمان است ای پدر
بلبلی افسرده ام
لاله ای پژمرده ای
روز و شب ازدشمن تو
تازیانه خورده ام
ای پدرجان یاحسین
دست وپایم پرشده ازآبله
ای پدر ازدشمنت دارم گله
ازسنان و حرمله.حرمله
عمه زینب دل کباب است
خون جگربی صبر و تاب است
علتش بزم شراب است ای پدر
امشبی را میهمان
آیه ای قرآن بخوان
کن تماشا جان جانان
من ندارم خیزران
ای پدرجان یاحسین
ابوذر رئیس میرزایی
سبک شعر
متن نوحه شب چهارم محرم
برغم زینب تو پایان میدهی
تا به این دو اذن میدان میدهی
برتنم جان میدهی.میدهی
قلب زینب رامسوزان
میدهی آیاحسین جان
برگلانم اذن میدان یا اخا
این فدای اصغرت
آن فدای اکبرت
کن قبول ازخواهرخود
جان زهرا مادرت
ای برادرجان حسین
دست رد هرگزنزن براین دلم
باقبول هدیه ی ناقابلم
می کنی حل مشکلم.مشکلم
این دوگل باشد سپاهم
نذر تو ای تکیه گاهم
بی پناهی ای پناهم یا اخا
هردوچشمم زمزم است
سینه ی من پرغم است
ازخجالت سربه زیرم
هدیه های من کم است
ای برادرجان حسین
نزد زهرا سرفرازم میکنی
راحت ازسوزو گدازم میکنی
بی نیازم میکنی.میکنی
هردو به عشقت دچارند
بهرتو دل بی قرارند
در رهت جان می سپارند یا اخا
یا اخا دارم امید
میکنی رویم سفید
برسرم منت نهادی
تاشوم ام الشهید
ای برادرجان حسین
ابوذر رئیس میرزایی
سبک شعر
متن نوحه شب ششم محرم
ای عموجان زیرسم مرکبمزیرتیغ ونیزه درتاب وتبم
جان رسیده برلبم.برلبم
پیکرم ازهم گسسته
دیده ام درخون نشسته
استخوان هایم شکسته . ای عمو
شد زره پیراهنم
بی کلاه و جوشنم
زیرپای خصم کافر
پاره پاره شد تنم
ای عمو جانم حسین
قاسم تو خوش قدوبالا شده
قامتم اندازه ی سقا شده
هلهله برپاشده.پاشده
دشمنان سویم دویدند
نازقاسم را خریدند
هرطرف من راکشیدند ای عمو
ای عمو زیبا شدم
زینت صحراشدم
دربلایی بس عظیمم
چون کمانی تاشدم
ای عموجانم حسین
دست دشمن کاکل گیسوی من
جاگرفته نیزه برپهلوی من
لاله گون شد روی من.روی من
روی ماهم دیدنی شد
اشک وآهم دیدنی شد
حجله گاهم دیدنی شد ای عمو
من شهیدم ای عمو
روسپیدم ای عمو
یادرگارمجتبایم
قدکشیدم ای عمو
ای عموجانم حسین
ابوذر رئیس میرزایی
سبک شعر
متن نوحه شب هفتم محرم
غنچه ی نشکفته ام پژمرده ایباتبسم قلب من آزرده ای
طاقتم را برده ای.برده ای
طفل بی جرم وگناهم
بنگراشک و سوز و آهم
بی تودیگر بی سپاهم.ای علی
من فدای حنجرت
هردوچشمان ترت
برروی دستان بابا
غرق خون شد پیکرت
آه و واویلا علی
درغمت ازدیده خون افشانده ام
بعدتو تنهای تنها مانده ام
برتو لالا خوانده ام.خوانده ام
باگلوی پاره پاره
می زنی بردل شراره
ریزد ازچشمم ستاره.ای علی
بلبل خاموش من
زینت آغوش من
غنچه ی خوش عطروبویم
راس تو بردوش من
آه و واویلا علی
ای علی جان طفل دلبند رباب
بر روی دست پدر راحت بخواب
تا ببینی خواب آب.خواب آب
حرمله تیر جفا زد
حنجر خشک تورا زد
گوییا قلب مرا زد.ای علی
آخرین یارم علی
مهرطومارم علی
کودک شیرین زبانم
یارغمخوارم علی
آه و واویلا علی
ابوذر رییس میرزایی
سبک شعر
متن نوحه شب هشتم محرم
آیه آیه گشته ازپاتا سرتجای یک بوسه ندارد پیکرت
من بمیرم دربرت.دربرت
جسم پاکت اربا اربا
گشته مثل قلب بابا
بعدتو سیرم زدنیا.ای علی
سروبستانم علی
ماه کنعانم علی
رفتی ای رعنا جوانم
بهترازجانم علی
لاله ی لیلا علی
ازغمت من رازپا افکنده ای
می زنی آخر به رویم خنده ای
تابدانم زنده ای.زنده ای
ای موذن کو اذانت
بسته خون راه دهانت
جان من بسته به جانت.ای علی
ای مه ابروکمان
قامتم کردی کمان
تشنگی برده توانت
می روی آرام جان
لاله ی لیلا علی
می کشم آه ازجگر ای نازنین
روبه رویم می کشی پابر زمین
دیده بگشا نازنین.نازنین
ناله ات را تا شنیدم
ناله ای ازدل کشیدم
ازحرم سویت دویدم.ای علی
ای گل سرخ حرم
نورچشمان ترم
میکنم یاد مدینه
عمرتو چون مادرم
لاله ی لیلا علی
ابوذر رییس میرزایی
سبک شعر
متن نوحه شب نهم محرم
قامتت افتاده برروی زمینیا اخا تنهایی من راببین
دیده بگشا نازنین.نازنین
تکیه گاهم ای سپاهم
پاسبان خیمه گاهم
بی تودیگر بی پناهم.یا اخا
نام تو ذکر لبم
روی توماه شبم
ای گل یاسم ابالفضلل
ای امید زینبم
ساقی آب آورم
انکسرظهری وقلت حیلتی
دیدن داغ تودارد حسرتی
ساقی خوش سیرتی.سیرتی
ساقیا درخون نشستی
قامت من راشکستی
بند ازبندم گسستی.یا اخا
هردودستت شدقلم
بی توای صاحب کرم
باچه حالی ای برادر
می روم سوی حرم
ساقی آب آورم
بعدتو بی لشکرم ای لشکرم
دیده ام دریاشده آب آورم
زائرت شدمادرم.مادرم
بعد توکارم تمام است
پای دشمن درخیام است
زینبم بی احترام است یا اخا
تاکه مشکت پاره شد
کودکم بیچاره شد
یا اخاسربسته گویم
مادرش آواره شد
ساقی آب آورم
ابوذر رییس میرزایی
سبک شعر
متن نوحه شب دهم محرم
بعد تو زنده نمانم چه کنمداغ تو قاتل جانم چه کنم
نگرانم چه کنم.چه کنم
تاتو باشی غم ندارم
غیرتو محرم ندارم
مونس و همدم ندارم.یا اخا
ای عزیز مادرم
دلبر بی لشکرم
بنگراین احوال زارم
بی قرار و مضطرم
یاحسین و یاحسین
((دست شمر و موی تو ای وای من
نیزه و پهلوی تو ای وای من))
روی تو ای وای من.وای من
ناله دارد خواهرتو
جای زهرا مادرتو
من ببوسم حنجر تو.یا اخا
ای تمام دلخوشی
دل به هرسو می کشی
خواهرغم پرورت را
ازفراقت می کشی
یاحسین و یاحسین
خیمه ها بعدتو غارت می شود
سهم من بی تو اسارت می شود
با جسارت می شود.می شود
برسرت قرآن بگیرم
بی تو دریا چون کویرم
تو دعاکن من بمیرم.یا اخا
لحظه ی هجران رسد
برلبانم جان رسد
بین مقتل زیر خنجر
عشق ما پایان رسد
ای برادرجان حسین
--
بیت داخل پرانتز ازجوادحیدری میباشد
سبک شعر
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان