داشت در چشمش همیشه اشکهای بیهوا
داشت در چشمش همیشه اشکهای بیهوا
صبح میشد هر شبش با گریه های بیصدا
گُر گرفت و قلبش از غم؛ باز هم آتش گرفت
یادش آمد لحظه ای که شعله ور شد خیمه ها
آب خورد و سخت دلتنگِ عمو عباس(ع) شد
گفت با خود زیر لب گاهی عمو رفتی کجا؟!!
عطرِ بابا؛ لحظه لحظه بر مشامش می رسید
لحظه ای که بوسه میزد دستهایِ عمه را
در ...
صبح میشد هر شبش با گریه های بیصدا
گُر گرفت و قلبش از غم؛ باز هم آتش گرفت
یادش آمد لحظه ای که شعله ور شد خیمه ها
آب خورد و سخت دلتنگِ عمو عباس(ع) شد
گفت با خود زیر لب گاهی عمو رفتی کجا؟!!
عطرِ بابا؛ لحظه لحظه بر مشامش می رسید
لحظه ای که بوسه میزد دستهایِ عمه را
در ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
ای نور دو چشم شاه کونین
شعر بعدی
آن دختری که نزد خدا اعتبار داشت
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان