آتش گرفته از تب این زهر پیکرم
آتش گرفته از تب این زهر ، پیکرم
بر لب رسیده است نفسهای آخرم
بی اختیار ، بال و پرم پر شراره شد
آبم دهید که جگرم پاره پاره شد
لحظه به لحظه حال من انگار بدترست
جانم به لب رسیده و چشمم سوی درست
حالا که بین بسترم افتاده ام ز پا
تشنه لبم بیاد شهیدان کربلا
پنجاه و چند سال عزادار بوده ام
یاد هجوم کوچه و...
بر لب رسیده است نفسهای آخرم
بی اختیار ، بال و پرم پر شراره شد
آبم دهید که جگرم پاره پاره شد
لحظه به لحظه حال من انگار بدترست
جانم به لب رسیده و چشمم سوی درست
حالا که بین بسترم افتاده ام ز پا
تشنه لبم بیاد شهیدان کربلا
پنجاه و چند سال عزادار بوده ام
یاد هجوم کوچه و...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
پرسیدم از کجایی غم خانه ام نشان داد
شعر بعدی
پدرم بابای گریه جد من قتیل اشکه
فهرست
اشعار
روضه امام باقر (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان