یادش ربوده از دلِ نوکر، قرار را
یادش ربوده از دلِ نوکر، قرار را
از شَه بپرس،راه و فنون شکار را
برق نگاه و تیغ دوابرویت ای علی
کافیست بهر ما و نکش ذوالفقار را
ای دشمنان که فکر تباهیِ حیدرید
پس بنگرید حضرت دُلدُل سوار را
هر کس به رزم حیدر کرار رفته است
از ترس هیبتش زده بانگ اَلفرار را
فرموده خالقم به تمامی مُمکنات
باید فداش کرد...
از شَه بپرس،راه و فنون شکار را
برق نگاه و تیغ دوابرویت ای علی
کافیست بهر ما و نکش ذوالفقار را
ای دشمنان که فکر تباهیِ حیدرید
پس بنگرید حضرت دُلدُل سوار را
هر کس به رزم حیدر کرار رفته است
از ترس هیبتش زده بانگ اَلفرار را
فرموده خالقم به تمامی مُمکنات
باید فداش کرد...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
آسمان دل ارباب قمر می خواهد
شعر بعدی
باغ جنت عاشق بی منتهای اکبراست
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان