گفتم مرو برادر طاقت دگر ندارم
گفتم مرو برادر طاقت دگر ندارم
گفتی که می روم من زیرا که بی قرارم
گفتم چرا ز خواهر یک باره دل بریدی
گفتی که دل نمانده اکنون که رهسپارم
گفتم چرا نتابی خورشید من دوباره
گفتی ز داغ یاران شد تیره روزگارم
گفتم که من بسوزم از آتش غم تو
گفتی که من هم از غم افتاده در شرارم
گفتم بیا و برگرد ما را به بر مد...
گفتی که می روم من زیرا که بی قرارم
گفتم چرا ز خواهر یک باره دل بریدی
گفتی که دل نمانده اکنون که رهسپارم
گفتم چرا نتابی خورشید من دوباره
گفتی ز داغ یاران شد تیره روزگارم
گفتم که من بسوزم از آتش غم تو
گفتی که من هم از غم افتاده در شرارم
گفتم بیا و برگرد ما را به بر مد...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
میان عرش و زمین این چنین طنین افتاد
شعر بعدی
با خنده با تحقیر خنجر را گرفته
فهرست
اشعار
روضه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان