گر چه آخر به لبانم گل لبخند آمد
گر چه آخر به لبانم گل لبخند آمد
آه مادر، نفسم از عطش بند آمد
بال و پر می زنم و بال و پرم می سوزد
جرعه آبی که تمامِ جگرم می سوزد
منم آن دل که ز داغ تو به دریا می زد
روضه خوانی که شرر مرهم دریا می زد
نیمه جانی که در آتش پیِ طفلانش بود
شعله وقتی ز درِ سوخته بالا می زد
مو سپیدی که دو دستش به طنابی بستند...
آه مادر، نفسم از عطش بند آمد
بال و پر می زنم و بال و پرم می سوزد
جرعه آبی که تمامِ جگرم می سوزد
منم آن دل که ز داغ تو به دریا می زد
روضه خوانی که شرر مرهم دریا می زد
نیمه جانی که در آتش پیِ طفلانش بود
شعله وقتی ز درِ سوخته بالا می زد
مو سپیدی که دو دستش به طنابی بستند...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
هر شب میگم ای دل امون از زمونه
فهرست
اشعار
شور امام صادق (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان