گره زده است خودش را به زلف حیدر شب
گره زده است خودش را به زلف حیدر، شب
که با جمال علی روشن است دیگر شب
و ردّ شمس برای امیر چیزی نیست...
که صبح می شود از یک نگاه قنبر، شب
به سمت قلعه چنان حمله برد صاعقه وار
که روز، گشت به چشم یلان خیبر شب
میان این همه حاکم ، به جز علی چه کسی
به خانه فقرا سرکشی کند در شب؟!
نسیم می گذرد از عبای او...
که با جمال علی روشن است دیگر شب
و ردّ شمس برای امیر چیزی نیست...
که صبح می شود از یک نگاه قنبر، شب
به سمت قلعه چنان حمله برد صاعقه وار
که روز، گشت به چشم یلان خیبر شب
میان این همه حاکم ، به جز علی چه کسی
به خانه فقرا سرکشی کند در شب؟!
نسیم می گذرد از عبای او...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
داده است خدا مقام والا به نجف
شعر بعدی
نور جنت می شود لبخند سلطان نجف
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان