کوفه امشب به پریشانی من می گرید
کوفه امشب به پریشانی من می گرید
به شب بی سر و سامانی من می گرید
دوستانم همه یک پارچه دشمن شده اند
سکه ها برق زدند و همه روشن شده اند
ای تو،تنها نفس دین خدا مولا جان
دین فروشی شده در کوفه نیا مولا جان
چونکه صد رنگ ترین مردم دنیا باشند
هر کجا سفره ی نان است همان جا باشند
نه نگاهی نه پناهی که شود تسکین...
به شب بی سر و سامانی من می گرید
دوستانم همه یک پارچه دشمن شده اند
سکه ها برق زدند و همه روشن شده اند
ای تو،تنها نفس دین خدا مولا جان
دین فروشی شده در کوفه نیا مولا جان
چونکه صد رنگ ترین مردم دنیا باشند
هر کجا سفره ی نان است همان جا باشند
نه نگاهی نه پناهی که شود تسکین...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
مائیم و شهری که هوایم را ندارد
شعر بعدی
من که چون روح امامم اینجا
فهرست
اشعار
روضه حضرت مسلم (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان