کسی با روح من آمیخت در طوفان دلتنگی
کسی با روح من آمیخت در طوفان دلتنگی
مرا در حسرتی پیچید در کوران دلتنگی
تمام آنچه با خود داشتم با خود از اینجا برد
و اشکم روی دستم ماند بر دامان دلتنگی
دلم سیر است از این دست شادی ها، شبی ای کاش
به پای سفرۀ غم می شدم مهمان دلتنگی
دلم شد بیت الاحزانی، همه اشک و همه اندوه
بقیعی تازه شد دل، این غریبس...
مرا در حسرتی پیچید در کوران دلتنگی
تمام آنچه با خود داشتم با خود از اینجا برد
و اشکم روی دستم ماند بر دامان دلتنگی
دلم سیر است از این دست شادی ها، شبی ای کاش
به پای سفرۀ غم می شدم مهمان دلتنگی
دلم شد بیت الاحزانی، همه اشک و همه اندوه
بقیعی تازه شد دل، این غریبس...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
حسرت گرفته باز حصار مدینه را
شعر بعدی
آقا تو را چون حیدر کرار بردند
فهرست
اشعار
شور امام صادق (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان