چه کرده بود مگر زهر با اباالهادی
چه کرده بود مگر زهر با اباالهادی
که میزد از عطشش دست و پا اباالهادی
میان حجره، پر از درد بود و شد بی تاب
ز بس که با جگر سوخته صدا زد آب
همین که تشنگی اش در حرم مضاعف شد
تسلیِ دلش آوای خنده و دف شد
کسی به خواندنِ ذکری، بر او نشد تسکین
کسی نخواند کنارش دو آیه از یس
بها و ارزش خورشید را...
که میزد از عطشش دست و پا اباالهادی
میان حجره، پر از درد بود و شد بی تاب
ز بس که با جگر سوخته صدا زد آب
همین که تشنگی اش در حرم مضاعف شد
تسلیِ دلش آوای خنده و دف شد
کسی به خواندنِ ذکری، بر او نشد تسکین
کسی نخواند کنارش دو آیه از یس
بها و ارزش خورشید را...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
من که پیوسته تورا جام محبت دادم
شعر بعدی
مرغ بی بال و پر غمکده بغدادیم
فهرست
اشعار
روضه امام جواد (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان