پس از یک عمر عصیان و و تباهی
پس از یک عمر عصیان و و تباهی
پشیمان آمدم بر عذر خواهی
تهیدستم فقیرم بی نوایم
ندارم توشه ای جز اشک و آهی
تمام آرزوی من تو هستی
دریغ از من مکن یارب نگاهی
اگر لطف تو دستم را نگیرد
چه خواهم کرد با این روسیاهی
بریدم از همه دل بر تو بستم
به غیر از تو ندارم تکیه گاهی
کمک کن تا به سویت باز گردم
به...
پشیمان آمدم بر عذر خواهی
تهیدستم فقیرم بی نوایم
ندارم توشه ای جز اشک و آهی
تمام آرزوی من تو هستی
دریغ از من مکن یارب نگاهی
اگر لطف تو دستم را نگیرد
چه خواهم کرد با این روسیاهی
بریدم از همه دل بر تو بستم
به غیر از تو ندارم تکیه گاهی
کمک کن تا به سویت باز گردم
به...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
منم و این شب میقات الهی العفو
شعر بعدی
دل این بنده انگشت نما را نَشِکن
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان