دل این بنده انگشت نما را نَشِکن
دل این بندهء انگشت نما را نَشِکن
با فراقت به سرم جام بلا را نَشِکن
من اگر می روم از میکده ات، تو نگذار
آخرین قفل که مانده روی پا را نَشِکن
دور هم بودن ما لطف کریمانهء توست
قُرُقِ نیمه شب اهل بکا را نَشِکن
آبرویم برود، آبروی تو رفته...
جلوی چشم همه ظرف گدا را نَشِکن
دم شش گوشه فقط توبهء ما را بپ...
با فراقت به سرم جام بلا را نَشِکن
من اگر می روم از میکده ات، تو نگذار
آخرین قفل که مانده روی پا را نَشِکن
دور هم بودن ما لطف کریمانهء توست
قُرُقِ نیمه شب اهل بکا را نَشِکن
آبرویم برود، آبروی تو رفته...
جلوی چشم همه ظرف گدا را نَشِکن
دم شش گوشه فقط توبهء ما را بپ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
پس از یک عمر عصیان و و تباهی
شعر بعدی
باز افتاده دلم در غم هجران چکنم
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان