پسر: پدر جان من نگویم زخم های تن مرا کُشته
پسر: پدر جان من نگویم زخم های تن مرا کُشته
شرار تشنه گی سنگینی آهن مرا کشته
پدر: علی ای داده در راه خدا صد بار جانت را
بیا بگذار یکدم در دهان من زبانت را
پسر: زبانم خشک گردیده نیاید از دهن بیرون
لبت را بر لبم بگذار و بنگر تر شده از خون
پدر: نبی بگذاشت در کامم زبان و کرد آرامم
تو هم آئینه ی اویی زبان...
شرار تشنه گی سنگینی آهن مرا کشته
پدر: علی ای داده در راه خدا صد بار جانت را
بیا بگذار یکدم در دهان من زبانت را
پسر: زبانم خشک گردیده نیاید از دهن بیرون
لبت را بر لبم بگذار و بنگر تر شده از خون
پدر: نبی بگذاشت در کامم زبان و کرد آرامم
تو هم آئینه ی اویی زبان...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
هی تو را گم میکنم
شعر بعدی
تا که پامال خزان شد لالۀ لیلای من
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان