وقتی که ظلمت ادعای نور می کرد
وقتی که ظلمت ، ادعای نور می کرد
هر روز را ، مثل شب دیجور می کرد
افکار مسموم جهالت ، از رذالت...
طفلی که دختر بود را در گور می کرد
قلبی که حتیٰ می تپید از شوق دختر
او را جهالت بر خطا ، مجبور می کرد
می زد به قلب مادران ، زخم عمیقی
جهلی که زخم سینه را ناسور می کرد
دخترستیزی بود چونکه رسم اعراب
حتیٰ...
هر روز را ، مثل شب دیجور می کرد
افکار مسموم جهالت ، از رذالت...
طفلی که دختر بود را در گور می کرد
قلبی که حتیٰ می تپید از شوق دختر
او را جهالت بر خطا ، مجبور می کرد
می زد به قلب مادران ، زخم عمیقی
جهلی که زخم سینه را ناسور می کرد
دخترستیزی بود چونکه رسم اعراب
حتیٰ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
آیا تو ای سلاله رحمت چه آیتی
شعر بعدی
باران به حرف آمد و شد رودها به پا
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان