باران به حرف آمد و شد رودها به پا
باران به حرف آمد و شد رودها به پا
دریا نوشته است به نام که آب را !
از لابلای سینه ی لولاک میکشد
افلاک را به یمن وجودش فقط خدا
ماه منیر در شب ایجاد خلقت است
ماه نو از تولد او گشته پاگشا
چون آیه ی کلام خداسوره سوره نور
روشن شبیه مصحف والشمس والضحی
بوسیده دست و دامن او را پیامبر
چون پاره ی تن است...
دریا نوشته است به نام که آب را !
از لابلای سینه ی لولاک میکشد
افلاک را به یمن وجودش فقط خدا
ماه منیر در شب ایجاد خلقت است
ماه نو از تولد او گشته پاگشا
چون آیه ی کلام خداسوره سوره نور
روشن شبیه مصحف والشمس والضحی
بوسیده دست و دامن او را پیامبر
چون پاره ی تن است...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
وقتی که ظلمت ادعای نور می کرد
شعر بعدی
گوش شیطان از این خبر کر شد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان