وقتی که شد مولای ما بی یار و یاور
وقتی که شد مولای ما بی یار و یاور
تنهای تنها بین نامردان در آخر
فریاد هل من ناصرِِ سر داد از دل
یعنی که آیا هست همراهی دلاور
تا یاور دین خدا باشد در این دشت
باشم به پشتیبانی اش قدری قوی تر
اینجا صدای نازکی از خیمه آمد
بود آن صدای گریه ی دردانه اصغر
اما نه انگاری صدایش داشت این بار
در خود بیان...
تنهای تنها بین نامردان در آخر
فریاد هل من ناصرِِ سر داد از دل
یعنی که آیا هست همراهی دلاور
تا یاور دین خدا باشد در این دشت
باشم به پشتیبانی اش قدری قوی تر
اینجا صدای نازکی از خیمه آمد
بود آن صدای گریه ی دردانه اصغر
اما نه انگاری صدایش داشت این بار
در خود بیان...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
سوزانده کام خشک تو جان رباب را
شعر بعدی
غصه دارد آسمان بی ستاره خوب نیست
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان