سوزانده کام خشک تو جان رباب را
سوزانده کام خشک تو جان رباب را
اشکت خراب کرده جهان حباب را
ای غنچه محمدی گلشن حسین
نشکن به بغض، شیشه اشک گلاب را
بر ساحل فرات عطش دست و پا نزن
سوزی نمانده است لب مشک آب را
ششماهه ام بیا و پدر را وداع کن
محکم بزن برای رسیدن، رکاب را
شیری نمانده است مرا، تا به لطف آن
شیرین کنم به کام...
اشکت خراب کرده جهان حباب را
ای غنچه محمدی گلشن حسین
نشکن به بغض، شیشه اشک گلاب را
بر ساحل فرات عطش دست و پا نزن
سوزی نمانده است لب مشک آب را
ششماهه ام بیا و پدر را وداع کن
محکم بزن برای رسیدن، رکاب را
شیری نمانده است مرا، تا به لطف آن
شیرین کنم به کام...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر بعدی
وقتی که شد مولای ما بی یار و یاور
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان