هزاران درد دارم در دلم اما دوائی نیست
هزاران درد دارم در دلم اما دوائی نیست
تنم رنجور و بیمارم،به حال من شفائی نیست
میان بستر افتادم ز درد پیکری مجروح
برای آنکه برخیزم ز بستر هیچ نائی نیست
کند دیوار وقت راه رفتن بهر من امداد
که جز دیوار خانه بهر امدادم عصائی نیست
کنارم تا سحرگاهان نشیند یار بی یارم
به جز آوای ناله از من و از او صدائی...
تنم رنجور و بیمارم،به حال من شفائی نیست
میان بستر افتادم ز درد پیکری مجروح
برای آنکه برخیزم ز بستر هیچ نائی نیست
کند دیوار وقت راه رفتن بهر من امداد
که جز دیوار خانه بهر امدادم عصائی نیست
کنارم تا سحرگاهان نشیند یار بی یارم
به جز آوای ناله از من و از او صدائی...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
پروانه شدم شعله به پای تو نگیرد
شعر بعدی
ای اذانِ اشهد انُّ علی مولای من
فهرست
اشعار
روضه حضرت زهرا (س)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان