نیمه شب شد سوی میخانه شتابان آمدم
نیمه شب شد سوی میخانه شتابان آمدم
با خجالت مثل یک طفل گریزان آمدم
ترس دارم چون به جانم گرگ نفس افتاده است
ریختم بر هم ، که تا اینجا هراسان آمدم
آن سر و وضع بدی که داشتم دارم هنوز
بین آغوش تو با حال پریشان آمدم
چشم هایم را بگیر و گریه ام را پس بده
بعد عمری سرکشی ، آلوده دامان آمدم
باز کار بنده ...
با خجالت مثل یک طفل گریزان آمدم
ترس دارم چون به جانم گرگ نفس افتاده است
ریختم بر هم ، که تا اینجا هراسان آمدم
آن سر و وضع بدی که داشتم دارم هنوز
بین آغوش تو با حال پریشان آمدم
چشم هایم را بگیر و گریه ام را پس بده
بعد عمری سرکشی ، آلوده دامان آمدم
باز کار بنده ...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
دلتنگ کربلای توام اى حسین جان
شعر بعدی
پناهِ غیر مرا غیرِ بی پناهی نیست
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان