دانلود برنامه بحارالاشعار

نیست در قاموس ما دیوانگان سر داشتن

شعر مداحی میلاد پیامبر اکرم (ص) - نیست در قاموس ما دیوانگان سر داشتن

نیست در قاموس ما دیوانگان ، سر داشتن
جز درون میکده از خمره در برداشتن
در فراق دلبران چشمان ابتر داشتن
یا که حتی لحظه ای سودای محشر داشتن

پشت ما گرم است وقتی که گرفتار توییم
نسل اندر نسل ما مجنون و بیمار توییم

مادرت گل کاشته با این گوهر آوردنش
طیب الله دارد این شکل قمر آوردنش
شان او پیداست از نوع ثمر آوردنش
سروری کرده به عالم با پسر آوردنش

میدهد فرزند او پیغمبران را خاتمه
مادر تو میشود مادر بزرگ فاطمه

جلوه کردی ، جلوه ات سر منشاء هر نور شد
چشم وا کردی و چشم دشمنانت کور شد
جبرئیل از خدمت در خانه ات ماجور شد
کار و کسب دکهء لیلا پرستان جور شد

خیر تو بر کافر و گبر و مسلمان میرسد
مهرت اما بیشتر بر قوم سلمان میرسد

محضرت همواره ما عرض ارادت کرده ایم
به گدایی کردن از این خانه عادت کرده ایم
از تو و اولادت استمداد حاجت کرده ایم
با درود بر شما کسب سعادت کرده ایم

حرف عشقت که میاید عقل مرتد میشود
بیشتر نام پسرهامان محمد میشود

رحمة للعالمینی و خدای رأفتی
نیست از نام تو بالاتر برایم لذتی
هر کسی دور از شما باشد ندارد عزتی
هر کجا رفتی و هر لحظه به فکر امتی

حب تو مارا به کشتی نجات انداخته
یک صدم از رحمتت ما را حسینی ساخته

دلربای عالمی و دلبرت باشد علی
تو خودت سرلشکری و لشکرت باشد علی
در شب معراج هم دورو برت باشد علی
وحی منزل هستی و پیغمبرت باشد علی

عالمی در حیرت قلب علی آباد توست
در مقام تو همین بس که علی داماد توست

خطبه میخواندی مکرر از وقار بوالحسن
رد الشمست میشود تنها نثار بوالحسن
وقف تو میشد فقط دارو ندار بوالحسن
عالمی مبهوت ماند از اعتبار بوالحسن

در دعاهایت قسم دادی به حق مرتضی
جانشینی تو باشد مستحق مرتضی

عمر خود را دائما صرف نیایش کرده ای
دیده ای هر جا یتیمی را نوازش کرده ای
شرح اوصاف علی را تو نگارش کرده ای
دخترت را ، احترامش را ، سفارش کرده ای

زنده بودی اهل بیتت محترم بود ای رسول
بعد تو اما لگد ها خورد زهرای بتول


محمد کیخسروی

122
شعر بعدی