دانلود برنامه بحارالاشعار

نوحه گودال قتلگاه

گلچین اشعار نوحه گودال قتلگاه ویژه روز عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام به همراه سبک


متن روضه امام حسین در گودال قتلگاه

نفس نفس زدی
نفس آسمون گرفت
یه تیر بی حیا
قلب تورو نشون گرفت

ضریح پیکرت
شده لبالب از ترک
چرا تو قتلگاه
تورو زدن همه کتک

به من بگو چرا
افتادی زیر دست و پا
شکسته گردنت
تو دست شمر بی حیا

رسیدمو رسید
خنجر کندشو کشید
رگای گردن
تورو یکی یکی برید

غریب کربلا غریب مادرم حسین

بند دوم

حالا بدون تو
من موندمو یه قتلگاه
چیشد که رفتی و
شدی رفیق نیمه راه

تو دست و پا زدی
منم زدم تو صورتم
منو ببخش اگه
کنار تو دیر اومدم

دیر اومدم آخه
افتاده بودم از نفس
دیدم که بی سری
کمرم از غمت شکست

غریب کربلا غریب مادرم حسین

بند سوم

رو پیکرت نموند
حتی یه کهنه پیرهن
یادم میاد شب
تشییع جنازه حسن

نشونبه اون نشون
کشیدنت به خاک و خون
زدن تو صورتت
با کف پا چه امون

حالا چجور باید
جواب خیمه رو بدم
جواب ناله ی
اشک رقیه رو بدم

بگه بابام کجاست
چجور لگم رو نیزه هاست
بگه تنت چی شد
چجور بگم که با خداست

غریب کربلا غریب مادرم حسین

بند چهارم

دعای مادرم
واسه منی که نوکرم
برو سرت بره
سلامتی رهبرم

فدا سر حسین
کده جوونی منو
به فاطمه سپرد
پیکر خونی منو

خودت دعا بکن
شهید این علم بشم
دلم میخواد مثل
بی بی یه بی حرم بشم

خدا کنه بیاد
بالا سرم گل بتول
بگه خوش اومدی
شهادتت باشه قبول
غریب کربلا غریب مادرم حسین

محمد حبیب زاده


متن روضه قتلگاه امام حسین

سه‌ساعته شلوغه تُو گودال، زبونم لال
چقدر طول کشیده این جنجال، زبونم لال
وای نکنه تنش شده پامال، زبونم لال
داره میاد اسب پریشون‌یال، زبونم لال

یکی بگه، چه‌خبره
غروب عاشورا یا صبح محشره
یکی بگه، چه‌خبره
ریختن سرِ برادرم چندنفره
یکی بگه، چه‌خبره
دعوای صد نفر برای یه سره
یکی بگه، چه‌خبره
یکی می‌خواد انگشترش رو ببره
..................................................
گرسنه تشنه زخمی و بی‌جون، زبونم لال
شده تن حسین تیربارون، زبونم لال
اومد با خنده خولیِ ملعون، زبونم لال
به شمر گفت تنش رو برگردون، زبونم لال

زینب میگه، از روی تل
یه ذره آب بهش بدید حداقل
امون بدید، به مادرم
سرِ حسینشو بگیره تُو بغل
حسینو با، کینه زدید
کینه‌ی نهروان و صفین و جمل
چرا برا، بردنِ سر
داد می‌زنید حیّ علی خیرالعمل
..................................................
چه روضه‌ایه می‌خونم امشب، زبونم لال
یه مردِ بی‌غیرت و بی‌ادب، زبونم لال
سَرو برید نشست روی مرکب، زبونم لال
سرو گرفت جلو چشِ زینب، زبونم لال

سَرو نبَر، سرو نبَر
قطعه‌قطعه‌های پیکرو نبَر
چیکار داری، با پیرهنش
تنها یادگارِ مادرو نبَر
بسه دیگه بسه دیگه
پیرهنو بردی انگشترو نبر
کشتی دیگه برادرو
حداقل معجر خواهرو نبر

حمید رمی


زمزمه گودال قتلگاه

اقای ما رو از قفا با دشنه کشتن
اقای ما رو با لبای تشنه کشتن

با تیغ و نیزه جمسشو صد چاک کردن
اخر دهاتیها تنش رو خاک کردن

جای یه خنجر
رو حجنرش بود
جای هزاران زخم روی پیکرش بود

هم خواهرش بود
هم مادرش بود
چشم یه معلونی پی انگشترش بود

اه و واویلا
اه و واویلا
واویلتا واویلتا اه و واویلا

( روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد
قربان آن اقا که انگشتر ندارد

یک جای سالم در همه پیکر ندارد
جایی برای بوسهء مادر ندارد)

رو خاک صحرا
افتاده بی هوش
پیش چش زهرا لگد میزد به پهلوش

تا که رسیدش
خنجر به گردن
جن و ملک تو قتلگاه خون گریه کردن

اه و واویلا
اه و واویلا
واویلتا واویلتا اه و واویلا

لعنت به اونکه پیکرش رو پشت و رو کرد
توی رگای حنجرش خنجر فرو کرد

لعنت به اون خولی که دنبال سرش بود
با ساربانی که پی انگشترش بود

لعنت به اونکه
بی حربه میزد
با هر چی داشتش توی دستش ضربه میزد

لعنت به اونکه
با سنگ میزد
اونیکه داشت پیراهنش رو چنگ میزد

اه و واویلا
اه و واویلا
واویلتا واویلتا اه و واویلا

امیر حسین الفت


مداحی گودال قتلگاه

کشتن تشنه تو رو
بین دو نهر آب
کشتن تشنه تو رو
داداش واسه ثواب

کردن بی حرمتی
بر روی تن تو
یکی دستشو بُرد
سمت پیرهن تو

شمر از گودی بیرون اومد
پر از خون بود رو آستینش
جلو چشمام سر تو رو
خولی گذاشت تو خورجینش

دیدم لای پنجه ی شمر
چند تار از موی سر تو
رَدّه چکمه های سیاش
مونده روی پیکر تو

آه... یارالی آقام~


بند

غریب کربلا
بمیره خواهرت
نامرتّب شده
زیر سم پیکرت

تنت رو خاک داغ
مونده امّا سرت
رفته رو نیزه و
دلخونه مادرت

پیچیده تو تموم دشت
عطر یاس و شمیم سیب
مشغول رقص و شادی اَن
یک عده پست و نانجیب

گودی قتلگاه شده
لبریز از تیغ و نیزه ها
انگشتت رو یه بی حیاء
کرده از پیکرت جدا

آه... یارالی آقام~


بند

بین آتیش و دود
میسوزه خیمه ها
مردای مست شدن
کابوس بچّه ها

غرق خون میکُنن
گوش و گوشواره رو
غارت کردن حسین
حتّی گهواره رو

تو بُهت و حیرتم هنوز
از این همه ظلم و جفا
چی کار کنم با این خونا
که پاشیده تو قتلگا

دارن میان دخترکات
به سمت جسم بی سرت
کاش میشد پنهونت کنم
با خاشاک دور و برت

آه... یارالی آقام~

علیرضا پناهیان


نوحه قتلگاه امام حسین

رضا نصابی


راس الحسین یعنی سنگ بر جبین زدن
از پشت مرکبش شاه و زمین زدن


راس الحسین یعنی بی یارو بی پناه
افتادی غرق خون در بین قتگاه


راس الحسین یعنی گودال و ازدحام
با چکمه می شینه رو سینه ی امام

راس الحسین یعنی پنجه به مو کشید
با کهنه خنجری رگ هاتو می برید


راس الحسین یعنی افتادی زیر پا
رو خاکا می کشید فاتل تن تورا

راس الحسین یعنی اومد سنان پست
پلک تر تورا با نوک نیزه بست


راس الحسین یعنی زهرا صدا می زد
به صورت حسین قاتل با پا می زد


راس الحسین یعنی شاه بی کفن شده
زیر هجوم تیغ مثله بدن شده


راس الحسین یعنی خیلی دقیق می زد
تیغ و به پهلوی تو داشت عمیق می زد


راس الحسین یعنی قلبه حرم می زد
رو پیکر حسین قاتل قدم می زد


راس الحسین یعنی که پیروهن نداشت
عریان تنی رو خاک حتی کفن نداشت

راس الحسین یعنی می بینه خواهری
در زیر سم اسب افتاده پیکری



نوحه گودال قتلگاه

جسمت توی گوداله
زیره مرکب پاماله
بالا میره شمشیر و
پیش چشمم جنجاله

از روی تل می بینم که می دزدن پیروهنت رو
از روی تل می بینم که مُثله میکنن تنت رو

تو رو میزنن با عصا و شمشیر
تو رو میزنن رو تنت جای تیر
تو رو میزنن شده خناسی شیر

بند دوم:

غرقِ خونی و لشکر
رفتن سمتِ انگشتر
مُردم دیدم چه کرده
با تو کُندیِ خنجر

با قصد کُشت لشکر لشکر سمت پیکرت دویدن
با قصد کُشت لشکر لشکر جسم خاکیتو دریدن

تو رو میزنن مردم پُر تزویر
تو رو میزنن رو لباشون تکبیر
تو رو میزنن هم جوون و هم پیر


شعروسبک:
علی علی بیگی


شور گودال قتلگاه

میون گودال حسین
نفس نفس میزنی
بال وپرت رو چرا
هِی به قفس میزنی

توو ازدهام میشنَوم
به خس خس افتاد گلوت
دارم می بینم که شمر
نشسته با چکمه روت

مونده زیر دست و پا تنت
دعوا شده سرِ پیرهنت

وای حسینم

بمیره زینب چِقدر
نیزه به پهلوت زدن
یه جای سالم دیگه
نداری روی بدن

پاتو نکش روو زمین
جلو چِشِ مادرم
بلند شو فکری بُکن
برای اهل حرم

قطعه قطعه شده پیکرت
لب تشنه بُریده شد سرت

وای حسینم

به سمت جسمت دارن
سواره مرکب میان
چیزی نموند از تنت
آخه دیگه چی میخان

داره به گوشم میاد
لِه شدن استخوون
پیچیده دور و برم
برادرم بوی خون

رفتی و من موندم با غمت
می میره زینب از ماتمت


متن روضه گودال قتلگاه

افتاده ته ، گودالی حسین
یارالی حسین ، یارالی حسین
زیر دست و پا ، پامالی حسین
یارالی حسین ، یارالی حسین
عریان پیکر تو رو زمینه
زهرا داره میزنه به سینه
زینب میگه رو سوی مدینه
هذا حسین
این صید دست و پا زده در خون
هذا حسین
این کشته فتاده به هامون
هذا حسین
زخم از ستاره بر تنش افزون

افتادی تو از ، صدر زین حسین
ای خونین حسین ، ای خونین حسین
سینه ات زیر پاش ، شد سنگین حسین
ای خونین حسین ، ای خونین حسین
با چکمه نشست به روی سینه
زهرا مادرت داره میبینه
زینب میگه رو سوی مدینه
هذا حسین
این کشته مقطع الاعضا
هذا حسین
این رفته سر به نیزه اعدا
هذا حسین
این مانده بر زمین تن تنها

هر کس اومدش ، با یک حربه زد
یکی با عصا ، یکی با لگد
با خنجر دواز،ده تا ضربه زد
ملعون ازل ، ملعون ابد
داره ضجّه میزنه سکینه
ای کاش دخترت تو رو نبینه
زینب میگه رو سوی مدینه
هذا حسین
این یوسف فتاده به چنگال
هذا حسین
این زخمی فتاده به گودال
هذا حسین
این پاره پاره پیکر پامال


متن نوحه گودال قتلگاه

شعر رضا نصابی


قتلگاهت شلوغه شده بلوا برادر
سر پیراهنه تو شده دعوا برادر

بر می گردونه باپا می بینم پیگرت رو
داره از پشت می بر ه بمیرم من سرت رو

حسین جانم حسین جانم حسین جان


روی خاکا تن تو چقد شد نامرتب
تن تورو شکستن به زیر سم مرکب


افتادی روی خاکا نداری سر برادر
نداری جای سالم به این پیکر برادر


حسین جانم حسین جان حسین جان

لحظه ی اخر هست و نشستم روبه رو تو
می بوسم من با گریه رگ خشکه گلو تو


نگاهی کن نگاهی به زینب کن ترحم
ز نوک نیزه داداش به خواهر کن تکلم

حسین جانم حسین جانم حسین جان


متن نوحه قتلگاه امام حسین

افتادی بی پناه ما بینِ قتلگاه
مونده هنوز چشات خیره به خیمه گاه
می رم ولی دلم می مونه پیش تو
تنها می مونی تو با این همه سپاه


سایت دیگه کم شده‌ از روی سرم، خدانگهدار
بعد تو من با حرمله همسفرم خدانگهدار
یه شبه خواهر تو پیر میشه داداش، با این جدایی
کی فک می کرد یه روز ببینم اینجوری رو نیزه هایی

غريب مادرم حسین يا حسین

......


ترتیب پیکرت خورده به هم داداش
فکری بکن برا حالِ حرم داداش
دنیای بعد تو تاریکه واسه من
مونده توو قتلگاه کل حواسِ من


دلم میخواد سایه بون پیکر بی سر تو باشم
برا یه بارم که شده من جای مادر تو باشم
رگ بریده ي تو رو می بوسم ای بریده حنجر
کسی نبود یه قطره آب بهت بده غریب مادر2

غریب مادرم حسین یا حسین

احسان نرگسی


متن نوحه حضرت زینب در قتلگاه

با لگد می زد حرف بد می زد
به تو با اوج غرور

روی سینه ت شمر تا نشست با پا
می دیدم از راه دور

وقتی افتادی به روی خاکا
می ریختن خونِ تو رو
یکی با شمشیر یکی مشت می زد
تنه بی جونِ تو رو
میدیدم سنان اومد روبروت
وقتی نیزه رو می کرد تو گلوت

داداشم حسین داداشم حسین ع

بنددوم
ای پناه من تکیه گاه من
ته گودالی حسین ع
بس که خوردی تیر نیزه و شمشیر
خیلی بی حالی حسین ع


سر تو بین پنجه ی گرگا
پیش چشمای ترم
یکی زد خنجر به روی حنجر
ای غریب مادرم

هیجده ضربه زد پشت گردنت
تا جداکنه سر رو از تنت

داداشم حسین داداشم حسین ع

بندسوم

غریب مادر شاه بی لشگر
تورو بد جور کشتنت

ولوله کردن هروله کردن
با مرکب روی تنت

می کنم گریه برای زخمهای
تنه تو ای داداش

حتی به غارت می برن اینا
پیرهن تو ای داداش

می بینم حسین ساربون رسید
انگشترو برد انگشت و برید

داداشم حسین داداشم حسین ع



کاری ازشعرای اهل بیت ع
کربلایی رضا نصابی
کربلایی مجیدمرادزاده
به نفس حاج سعید اسماعیل نژاد

2601
شعر بعدی