نوحه سنگین ده شب محرم سروده (ابوذر میرزایی)
فهرست اشعار با موضوع نوحه سنگین ده شب محرم سروده (ابوذر میرزایی) در این مطلب
شب اول حضرت مسلم
به سبک (کنج خرابه روی خاک چندشبه هق هق میکنم)
--
کوفیا خیلی بی وفان رو وعده ها پامیزارن
اسیر سیم و زر شدن.توو قلباشون.بذر نفاق و میکارن
دلشوره دارم حالم به غیراز دلواپسی نیس
تنهای تنهام دورو برمن دیگه کسی نیس
یه روز همینجا بادست بسته زینب میبینه
به دور گلهای ارغوون جز خاروخسی نیس خاروخسی نیس
از کوفه خیری ندیدم آقا آقا
از دنیا دیگه بریدم آقا آقا
سه شعبه هاشونو دیدم آقا آقا
کوفه نیا کوفه نیا مولا مولا
پریشون احوال توام می میرم و زنده میشم
گفتم بیا کوفه ولی.اگه بیای.اون دنیا شرمنده میشم
از دروغای مردم کوفه حالم خرابه
نقشه کشیدن برا سرتو قلبم کبابه
اگه میایی مخدراتو نیار به همراه
آخه مگه جای زینب تو بزم شرابه بزم شرابه
تو میری و اسیرمیشه زینب زینب
از دوری تو پیرمیشه زینب زینب
از دنیا دیگه سیر میشه زینب زینب
کوفه نیا کوفه نیا مولا مولا
سفیر تو غریبه و توو شهرشون جا نداره
سهم من از این کوفیا.شده آقا.فقط یه دارالاماره
فکر سه سالت انداخته امشب آتیش به جوونم
غمای زینب گرفته دیگه تاب و توونم
بالای دارم دیگه ندارم هیچ راه چاره
به زیر لبهام انا الیه و دارم میخونم دارم میخونم
حرفایی از جنگ میزنن آقا آقا
همیشه نیرنگ میزنن آقا آقا
به پیشونیت سنگ میزنن آقا آقا
کوفه نیا کوفه نیا آقا آقا
ابوذر میرزایی
سبک شعر
شب دوم ورودیه
به سبک (کنج خرابه روی خاک چندشبه هق هق میکنم)
--
صدای پای قافله از راه دوری میرسه
به این زمین پربلا.نگاکنید.داره یه نوری میرسه
کاروونی که رسیده اینجا خسته ی راهه
سوغاتی این قافله ی غم غصه و آهه
آی سینه زنها آی گریه کنها باهم بخونید
پناه عالم حسین زهرا چه بی پناهه چه بی پناهه
ازآسمون نوا رسید ای وای ای وای
دم یا لیتنا رسید ای وای ای وای
حسین به کربلا رسید ای وای ای وای
حسین غریب حسین غریب آقا آقا
وقتی سفینه النجاه به روی این ساحل نشست
برادری تا پاگذاشت.روخاک غم.دل یه خواهری شکست
می پیچه توی صحرا صدایی از موج دریا
وقتی قدمهاشو برمیداره حضرت سقا
آرووم میخابن بچه ها وقتی عمو بیداره
رباب برای علی اصغر میخونه لالا میخونه لالا
یه روزی بی پسر میشه ای وای ای وای
رباب خونجگر میشه ای وای ای وای
توو صحرا دربه در میشه ای وای ای وای
حسین غریب حسین غریب آقا آقا
زینب میگه حسین ببین چشام شده یه کاسه خون
میشه ازاین صحرا بریم.برادرم.دارم میدم ازغصه جون
از وقتی که ما اینجا رسیدیم دلشوره دارم
آروم جونم کنارمن باش آروم ندارم
امن یجیب و به زیرلبهام دارم میخونم
مگه که اینجا کجای دنیاس که بیقرارم که بیقرارم
پیچیده توو این سرزمین ای وای ای وای
صدای ناله ای حزین ای وای ای وای
میگه بلند هل من معین ای وای ای وای
حسین غریب حسین غریب آقا آقا
ابوذر میرزایی
سبک شعر
شب سوم حضرت رقیه
کنج خرابه روی خاک چندشبه هق هق میکنمامشب اگه پیشم نیای.ازغم تو.دیگه بابا دق میکنم
دلم شده تنگ برا طنین صدات بابایی
ازآسمونا خبر میگیریم که تو کجایی
توون نمونده دیگه توو دستام حالم خرابه
شکسته قلبم ازاین زمونه از بی وفایی از بی وفایی
حال رقیه ناخوشه بابا بابا
هجرتو من رو می کشه بابا بابا
جز تو دلم به کی خوشه بابا بابا
بابا حسین بابا حسین وای وای وای وای
بابا سوال دارم ازت من الذی ایتمنی؟
خاکستری شده موهات.بگو چرا.کبود و خونین دهنی
غمام زیاده دلم گرفته ازاین زمونه
تنهایی رفتی تنهام گذاشتی یادت بمونه
بچه های شام باطعنه گفتن بابا نداره
ازدوری تو موهام سفید و قدم کمونه قدم کمونه
بازم برام قرآن بخون بابا بابا
خودم دیدم چه بی امون بابا بابا
میزد لباتو خیزرون بابا بابا
بابا حسین بابا حسین وای وای وای وای
الهی قربونت برم دردت به جوونم بابایی
روضه های نگفته رو.امشب میخوام.برات بخونم بابایی
توو دل صحرا گم شده بودم اون شب نبودی
از روی بغضش بهم لگد زد مرد یهودی
بازو و پهلوم گوشه ی چشمام دردش زیاده
شبیه زهرا شده تن من پره کبودی پره کبودی
رو زخم ما زدن نمک بابا بابا
دست وپاهام خورده ترک بابا بابا
عمه رو میزدن کتک بابا بابا
بابا حسین بابا حسین وای وای وای وای
ابوذر میرزایی
سبک شعر
شب پنجم حضرت عبدالله ابن الحسن
به سبک (کنج خرابه روی خاک چندشبه هق هق میکنم)
--
عمه رها کن دستمو تا عمر من نشه تباه
ببین عموی غریبم.تنهاشده.افتاده توی قتله گاه
طاقت ندارم ببینم آقام روی زمینه
باخنجر کین به روی سینش شمر لعینه
طاقت ندارم سرش رو روی نیزه ببینم
میخام برم تا براش بمیرم قصدم همینه قصدم همینه
تنها شده عموی من ای وای ای وای
افتاده روبه روی من ای وای ای وای
میگه بیا به سوی من ای وای ای وای
عمو حسین عموحسین ای وای اوی وای
دلم میخاد عمو حسین مثله گلی پرپر بشم
آرزومه توو آغوشت.جوون بدم و.مثله علی اصغر بشم
چی میشه من هم توو راه عشقت بی بال و پر شم
میخام توو غربت جلوی دشمن برات سپر شم
میخام توو این راه به روی نیزه همسفرت شم
دلم میخاد که به روی سینت بریده سر شم بریده سرشم
من رسیدم به آرزوم بابا بابا
به روی سینه ی عموم بابا بابا
سه شعبه خورده به گلوم بابا بابا
عموحسین عموحسین ای وای ای وای
اینا که رحم نمیکنن حتی به یه بچه یتیم
میدونم اینجا پیش تو.نصیب من.میشه بلاهایی عظیم
دیدی عموجون آخر رسیدم میون گودال
گریم گرفته وقتی می بینم رفتی تو از حال
الهی که با پیکر پاره شبیه قاسم
تنم به زیر سم ستوران بشه لگدمال بشه لگدمال
اون ساعتی که سرما ای وای ای وای
میره عمو رو نیزه ها ای وای ای وای
غارت میشه این خیمه ها ای وای ای وای
عموحسین عموحسین ای وای ای وای
ابوذر میرزایی
سبک شعر
شب ششم حضرت قاسم ابن الحسن
به سبک (کنج خرابه روی خاک چندشبه هق هق میکنم)
--
ان تنکرونی فانابن الحسنه روی لبام
بازشده تکرار جمل.نشون میدم.که نوه ی شیر خدام
دوس داره قاسم تاکه توو راه عشقت فدا شه
فدا سر تو میخاد سرش از پیکر جدا شه
دنیا برام چون قفس میمونه عمو حسین جان
کبوتر تو دلش میخاد تا زودتر رها شه زودتر رهاشه
یاری تو خیرالعمل آقا آقا
ذکرم شده ضرب المثل آقا آقا
مرگ من احلی من عسل آقا آقا
عموحسین عموحسین وای وای وای وای
به روی خاک کربلا باصورت افتادم عمو
به زیر نعل مرکبا.توو هلهله.گم شده فریادم عمو
عمو بیا که موی سرم رو دشمن کشیده
قدوبالامو تاحالا هیچ کس اینطور ندیده
عجب بلای بزرگی سهم قاسم شد اینجا
بانعل تازه مرکب به روی تنم دویده تنم دویده
وقتی کم آوردن توو جنگ وای وای وای وای
نکردن یه لحظه درنگ وای وای وای وای
به من زدن هزارتا سنگ وای وای وای وای
عموحسین عموحسین وای وای وای وای
بیا ببین عموحسین قاسم تو پرپر شده
قدکشیده قامت اون.خوشحاله که.مثل علی اکبر شده
پهلوم شکسته داغ مدینه اومد به یادم
به زیر سنگ و به زیر نیزه زپا فتادم
ای مهربونم بیا دوباره یتیم نوازی
این دم آخر بیا عموجون برس به دادم برس به دادم
ببین عمو زیبا شدم وای وای وای وای
هم قامت سقا شدم وای وای وای وای
مثل کمونی تا شدم وای وای وای وای
عموحسین عموحسین وای وای وای وای
ابوذر میرزایی
سبک شعر
شب هفتم حضرت علیه اصغر
به سبک (کنج خرابه روی خاک چندشبه هق هق میکنم)
--
کمتر تلظی کن علی ببین شده حالم خراب
شرمنده ام از مادرت.بابای تو.نداره یه قطره ی آب
چرا علی جون صدای گریه ات نمیشه خاموش
آماده ای تا بری به میدون طفل کفن پوش
برات بمیرم تاب وتوونی برات نمونده
به روی دست مادر بی شیر هی میری ازهوش هی میری ازهوش
ای گلم آسوده بخواب لای لای لای لای
شاید ببینی خواب آب لای لای لای لای
دلم برات شده کباب لای لای لای لای
علی علی علی علی لای لای لای لای
چطور برم به خیمه ها قنداقه پرازخون شده
علی جواب مادرت.روچی بدم.ببین بابات حیرون شده
تیر سه شعبه از قامت تو خیلی بلنده
دارم می میرم به قلبم آتیش زدی باخنده
شتاب این تیر گلوتو بابا چه جور دریده
به روی دوشم سرت علی جون به مویی بنده به مویی بنده
ازداغ خشکی لبات بابا بابا
شرمنده شد شط فرات بابا بابا
میخونه لالایی برات بابا بابا
علی علی علی علی لای لای لای لای
ازپشت خیمه ها میرم به خاطر مادرتو
به روت عبامو میکشم.تا نبینه.پاره شده حنجرتو
تیر سه شعبه مگه که حق شیش ماهه اینه
رباب چه جوری اینهمه درد و غم و ببینه
چه حالی داره مادر بی طفل غروب امروز
"وقتی که برگ گلش به روی نیزه میشینه"نیزه میشینه
سه شعبه و حنجر تو وای وای وای وای
چی اومده بر سرتو وای وای وای وای
وای ازدل مادرتو وای وای وای وای
علی علی علی علی لای لای لای لای
ابوذر میرزایی
سبک شعر
شب هشم حضرت علی اکبر
به سبک (کنج خرابه روی خاک چندشبه هق هق میکنم)
--
پاشو برام اذون بگو دلخوشی دنیای من
علی چقد صدات کنم.ببین بابا.در نمیاد صدای من
تنت رو دیدم تسبیح قلبم شد پاره پاره
بابای پیرت بعد تو دیگه رمق نداره
غرق به خونی پهلوت شکسته شبیه زهرا
داغ مدینه شد توو دل من تازه دوباره تازه دوباره
با کنده ی زانو میام ای وای ای وای
بادست بر پهلو میام ای وای ای وای
با بغض توو گلو میام ای وای ای وای
علی اکبرم مرو ای وای ای وای
وقتی علی نامردما تورو باشمشیر میزدن
انگارکه به قلب بابات.باکینشون.یکی یکی تیر میزدن
فهمیدن اینا که جوون من به جوون تو بنده
شبای هجرون بی تو علی جون خیلی بلنده
بالاسرتو اشکامو دیدن هلهله کردن
دشمن داره با دوتا جوونش بهم میخنده بهم میخنده
نفس نفس نفس بزن بابا بابا
بامن بگو کمی سخن بابا بابا
تا که نگیره قلب من بابا بابا
علی اکبرم مرو ای وای ای وای
این تنتو به خیمه ها بگو چه جوری ببرم
پاشو ببین از غم تو.خون جگرم.ای پسرم ای پسرم
بهاربابا ای اربا اربا شدی خزوونی
بالا سرتو برام نمونده تاب و توونی
یه بار دیگه منو علی جون باباصدا کن
پاشو ببین از غم تو قدم شده کمونی شده کمونی
بگو چیکارکنم بابا ای وای ای وای
تنت شده از هم جدا ای وای ای وای
چه جور بزارم توو عبا ای وای ای وای
علی اکبرم مرو ای وای ای وای
ابوذر میرزایی
سبک شعر
شب نهم حضرت عباس
به سبک (کنج خرابه روی خاک چندشبه هق هق میکنم)
--
دشمن چی آورده سرت غرقه به خونه پیکرت
ای پاسبان خیمه ها.بدون تو.تنها میشه برادرت
بگو دوباره به من یه داداش پاشو علمدار
ازغصه ی تو پیش چش من دنیا شده تار
تنهام نزار ای پشت و پناهم ای ساقی عشق
حسین بدون پشت وپناهش میشه گرفتار میشه گرفتار
گل بوسه از روت میچینم سقا سقا
شرمندگیتو نبینم سقا سقا
بعد تو به غم می شینم سقا سقا
عباس من عباس من ای وای ای وای
وقتی صدام زدی داداش با ناله ی ادرک اخاک
رسوندم اینجا خودمو.اما دیدم.باصورت افتادی روخاک
پاشو اباالفضل یه باردیگه منو صدا کن
قدم خمیده دلم شکسته چشاتو واکن
به گریه ی من به ناله ی من دشمن میخنده
یه باردیگه ای کاشف الکرب منو نگا کن منو نگا کن
به دور تو کمین زدن ای وای ای وای
عمود آهنین زدن ای وای ای وای
آخر تورو زمین زدن ای وای ای وای
عباس من عباس من ای وای ای وای
مثه بابا علی شدی دوتاشده فرق سرت
دستات قلم شده داداش.باتیرکین.بسته شده چشم ترت
خودت میدونی بری دل من بی تو میگیره
اگه نباشی علی اصغر حتما می میره
چه جور بگم تا آزرده خاطر نشی برادر
ای غیرت الله بدون که بی تو زینب اسیره زینب اسیره
خیره شدی به مشک آب عباس عباس
توو فکرته طفل رباب عباس عباس
نده خودت روهی عذاب عباس عباس
عباس من عباس من ای وای ای وای
ابوذر میرزایی
سبک شعر
شب یا روز دهم امام حسین
به سبک (کنج خرابه روی خاک چندشبه هق هق میکنم)
--
آتیش زدی منو داداش باغربت توی نگات
داری میری و ذوالجناح.میاد پیشم.بدون تو از قتله گاه
وقته وداعه ببین که زینب دل بیقراره
از رفتن تو قلبش گرفته آرووم نداره
باپای لرزون باچشم گریون قد خمیده
پشت سرتو ابره بهاره داره میباره داره میباره
ای سایه ی سرم نرو مهلا مهلا
عزیز برادرم نرو مهلا مهلا
غریب مادرم نرو مهلا مهلا
برادرم حسین حسین مهلا مهلا
وایسا حسین جون که میخام دوباره روتو ببوسم
وصیته مادره که.به جای اون.زیرگلوتو ببوسم
زینب بمیره برات که دیگه لشکرنداری
قاسم و اکبر عباس و عون و جعفر نداری
یتیمی سخته ببین سکینه بی تابه بی تو
رقیه خوابه نرو مگه تو دختر نداری دختر نداری
بدون تو اسیر میشه زینب زینب
توو قتله گاهت پیر میشه زینب زینب
دیگه زدنیا سیرمیشه زینب زینب
برادرم حسین حسین مهلا مهلا
اگه بری بدون تو بیچاره میشه زینبت
میون این دشت بلا.بابچه هات.آواره میشه زینبت
چه جورببینم ازبالای تل که بین گودال
پیش نگاه غمبار زینب میری تو ازحال
چه جورببینم به روی سینت میشینه دشمن
چه جور ببینم نعلای تازه پیکرپامال پیکرپامال
وای از دمای آخرت ای وای ای وای
خنجر کند و حنجرت ای وای ای وای
برات بمیره خواهرت ای وای ای وای
برادرم حسین حسین مهلا مهلا
ابوذر میرزایی
سبک شعر
شب یازدهم شام غریبان امام حسین
به سبک (کنج خرابه روی خاک چندشبه هق هق میکنم)
--
یومُُ علی صدرالنبی یومُُ علی وجه الثری
یه روز رو سینه ی نبی.اما حالا.به روی خاک کربلا
کسایی که بی نصیب شدن از میون گودال
رفتن به سمت خیمه ها واسه غارت خلخال
آتیش و دودو خارمغیلان دستای سنگین
یتیمایی که باسیلی شمر می رفتن ازحال می رفتن ازحال
کرببلاس دریای خون ای وای ای وای
آسمونا شد لاله گون ای وای ای وای
انا الیه راجعون ای وای ای وای
حسین غریب مادره ای وای ای وای
شام غریبه زینبه رقیه هم جون به لبه
توو خیمه سوخته مادری.از دوریه.شیش ماهه در تاب وتبه
هرکی توو خیمه داره یه داغی میون سینه
هرجای صحرا یه جسم بی سر روی زمینه
به عمه زینب میون گودال هجوم آوردن
ای وای سکینه این صحنه هارو داره میبینه داره میبینه
خیره به سوی نیزه هاس زینب زینب
به گفتگوی نیزه هاس زینب زینب
عشقش به روی نیزه هاس زینب زینب
حسین غریب مادره ای وای ای وای
اُف لَکَ الدَّهر میخونه زینب میون قتله گاه
از بالای نیزه حسین.به خواهرش.میکنه باگریه نگاه
میگه برادر رفتی ومن رو تنها گذاشتی
همسفرت رو میون سیل غمها گذاشتی
کاشکی همونجا وقت وداعت من مرده بودم
آخه حسین جان دست روی قلبم چرا گذاشتی چراگذاشتی
بدون تو با قافله میرم میرم
میشم اسیر سلسله میرم میرم
همراه شمر و حرمله میرم میرم
حسین غریب مادره ای وای ای وای
ابوذر میرزایی
سبک شعر
شعر قبلی
باز هم ماه عزا ماه غم تو آمده
شعر بعدی
یوم علی صدرالنبی یوم علی وجه الثری
فهرست
اشعار
نوحه امام حسین (ع)
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان