نمی گیرد ز من کسی دیگر نشان
سبک شعر
نمی گیرد ز من کسی دیگر نشان
روم من سوی آن جوان قد کمان
علی جانم علی
کسی بر اشک من نمی خندد دگر
دو دستم را کسی نمی بندد دگر
علی جانم علی
طبیب کوفه بر سرم مرهم گذاشت
دل من غصه ای بجز زینب نداشت
علی جانم علی
ببیند زینبم به دشت کربلا
به جسم یوسفش فشار نیزه را
علی جانم علی
به جای مرهمی برآن آیینه اش
...
روم من سوی آن جوان قد کمان
علی جانم علی
کسی بر اشک من نمی خندد دگر
دو دستم را کسی نمی بندد دگر
علی جانم علی
طبیب کوفه بر سرم مرهم گذاشت
دل من غصه ای بجز زینب نداشت
علی جانم علی
ببیند زینبم به دشت کربلا
به جسم یوسفش فشار نیزه را
علی جانم علی
به جای مرهمی برآن آیینه اش
...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
از غصه مولا بر لب رسیده جانش
شعر بعدی
آیینه غمها تویی زینب
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان