میخواست نظاره کند آقا شدنش را
میخواست نظاره کند آقا شدنش را
تا کیف کند جلوه ی طه شدنش را
می دید به صد شوق و شعف در دل میدان
هم قامت و هم سیرت سقا شدنش را
اما چه بگویم که حسین از نفس افتاد
تا دید علی را، غمِ عظمی شدنش را
افتاد زمین، با سر زانو به سویش رفت
تا چاره کند طرز معما شدنش را
هم اهل حرم، هم همه ی لشگر دشمن...
تا کیف کند جلوه ی طه شدنش را
می دید به صد شوق و شعف در دل میدان
هم قامت و هم سیرت سقا شدنش را
اما چه بگویم که حسین از نفس افتاد
تا دید علی را، غمِ عظمی شدنش را
افتاد زمین، با سر زانو به سویش رفت
تا چاره کند طرز معما شدنش را
هم اهل حرم، هم همه ی لشگر دشمن...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر بعدی
گویا که نگینِ روی انگشترم افتاد
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان