میان باید و شاید، همیشه درگیر است
میان باید و شاید، همیشه درگیر است
کسی که پایِ دلش در حصارِ زنجیر است
نخورده غصهی روزی، گدایِ این خانه
که لطفِ صاحبِ خانه، بدون تاخیر است
نبرده رنج، چه گنجی به ما عطا کردند
که عاشقِ تو شدن، بهترین تقدیر است
به دل وصال تو را وعده دادهام هر دم
ظهورت آرزوی هر جوان و هر پیر است
زبان ز شرحِ فراقِ تو...
کسی که پایِ دلش در حصارِ زنجیر است
نخورده غصهی روزی، گدایِ این خانه
که لطفِ صاحبِ خانه، بدون تاخیر است
نبرده رنج، چه گنجی به ما عطا کردند
که عاشقِ تو شدن، بهترین تقدیر است
به دل وصال تو را وعده دادهام هر دم
ظهورت آرزوی هر جوان و هر پیر است
زبان ز شرحِ فراقِ تو...
مداح گرامی: برای استفاده از خدمات بحارالاشعار لازم است وارد حساب کاربری شوید.
زمان لازم برای ورود به حساب کاربری کمتر از یک دقیقه
شعر قبلی
کی توانم دیده را محو تماشایت کنم
شعر بعدی
دستی بگشایید به امداد گداتان
ختم و ترحیم و شهدا
مجموعه اشعار گریز به روضه
مجموعه اشعار ویژه محرم و صفر
مجموعه اشعار ویژه فاطمیه
مجموعه اشعار ویژه ماه رمضان